یعنی چی؟ مگه من اسمم عمومیه الان؟اطلاعات شخصی مثل اسم و این چیزا که می دونی نباید بذاری عمومی
اره تشدیدش کرده ! چیکار کردم؟ به جای یکی از دوستان رفتم امتحان دادم گفت متوجه نمیشن اما متوجه شدن و مراقب اومد بالای سرم گفت اگه جای کسی اومدی بگو کاریت ندارم منم گفتم اره ولی اون نامردی کرد و برگه رو صورت جلسه کرد و حالا من محروم میشم این یعنی بازم باید برم سربازی! و خیلی عواقب بد دیگه): خودم میدونم کارم اشتباه بودهاون کاری که تازگیا می گی کردی ناراحتی باعث شده به خودکشی فکر کنی؟
چه کار کردی؟اگه برگردم دیگه این کارو نمیکنم.
نه ! دوستم ندارم بخونمارشد می خونی؟
یک جلسه پیش روانشناس رفتم گفت فعالیت های اجتماعیتو بیشتر کن مثلا کلاس ورزش برو تا بیشتر با ادما در ارتباط باشی .اب زیاد بخور.بهش گفتم نمیخوام با ادما ارتباط داشته باشم همین باعث شده میخوام خودکشی کنم.گفت اگر خودت نخوای من نمیتونم کاری کنم.(اصلا یادش رفته بود که باید به من کمک میکرد تا خودکشی کنم)روانشناس و روانپزشک اگه رفتی بهت چی گفتن؟ تشخیصشون چی بود؟ چه راهنمایی کردن؟
باید کارهایی کنم که دوست ندارم.میترسم.بدم میاد.حالم بهم میخوره ازش.با همه چیزش مشکل دارم.دوست ندارم اسلحه دستم بگیرم.دوست ندارم رزه برم.دوست ندارم به حرفای کسی گوش کنم.دوست ندارم هروقت گفتن از خواب بیدار باشم و بخوابم.نمیخوام با یک عده ای ارتباط داشته باشم.بدم میاد بدم میاد.سربازی چیش برات ناخوشاینده؟ می ترسی ؟ بدت میاد؟ چرا با چیه سربازی انقدر مشکل داری؟
الان همش به عواقب کارم فکر میکنم که چی میشه): هرچی هم به خودم میگم ول کن بابا توی حال زندگی کن اما بازم بش فکر میکنم.ی ادم بی عرضه و بی احساس و بی مسئولیت هستم البته دیگران گفتن خودم هم قبول میکنم.اما من اینم چیکار کنم خب!نمیخوام با کسی در ارتباط باشم ! اما ممکنه؟؟؟ چون ممکن نیست میخوام خودکشی کنم.مشکلات روحیت چی هستن و از چه مشکلاتی در زندگی ناشی شدن؟
خانواده دروغ نمیگن اما بازم دوست ندارم مشکلاتم رو بگم بهشون! گاهی اوقات کارهایی از من میخوان که نمیتونم انجام بدم و من با رنج زیاد انجام میدم فقط چون خانواده هستن):از ادما نوشتی بدت میاد چون دروغ می گن. این ادما کی هستن؟ خانواده دوست ؟ کی باعث شده انقدر به هم بریزی؟
هر روز باید بری دانشگاه بشینی سر کلاس .کنفرانس بدی.با دانشجوا حرف بزنی و...ترم اول چیش رنجت داد؟
نه دفعه اولم نیست.اما کمتر از موقعی هست که دانشجو نشده بودم.مردن رو ترجیح میدم که این کارهارو انجام بدم یا برم سربازیدفعه اولته به خودکشی فکر می کنی؟ چه مدته؟ از کی شروع شد افکار مردن؟ سر چه موضوعی؟
چرا می گی مردن برات بهتره؟
یک بار رفتم دیدم خیلی شلوغه منم برگشتم.آقای محترم اول از همه برو پیش یک روانپزشک این حالت ها با مصرف دارو برطرف می شود.
دربالا توضیح دادم.در مورد کار اگر منظورت شغله! در انتخابش مشکل دارم.کارهایی که میتونم انجام بدم و شاید دوست دارم اینها هستن:مشکلات کارت چجوری ها است ؟فعلا که خدمت نمیری. مشکلات روحی ات چیان ؟ توضیح بده از چی ناراحتی
راننده تریلی/کار در مزرعه/کار در بایگانی/فعلا همینا رو فکر کردم که بتونم انجام بدم.
نه به دلیل سختی درسها نیست.ریاضی هستم.به دلیل سختی درس ها؟ می تونم بپرسم رشته تون چیه؟
خب فعلا که تا 4 سال معاف هستید.... تا 4 سال دیگه خدا بزرگه
در بالا توصیح دادم اما دوباره میگم نتیجه فقط به خودکشی و پایان زندگی میرسه! بهتره خودکشی کنم خودمو نجات بدم.لطفا اگه براتون مقدور واضح توضیح بدید... چه کاری؟
روانشناسی که مراجعه کردید چه راهکارهایی بهتون دادند؟







اگه برگردم دیگه این کارو نمیکنم.

علاقه مندی ها (Bookmarks)