دوستان همدردی سلام
امیدوارم که حالتون خوب باشه
من به یه راهنمایی از طرفتون نیاز دارم
اوایل بهمن سال گذشته خانومی برای خواستگاری با منزل ما تماس گرفتند.شماره ی منو از مادرم گرفتند.روز بعدش پسرشون تماس گرفتند و بنا شد که قرار ملاقاتی جهت دیدار ترتیب بدن.اما دیگه تماس نگرفتن.منم درگیر پروسه ای دیگه بودم و اصلا پیگیری نکردم.تا اینکه حدودا یه هفته قبل از عید اس ام اس دادن.من شماره شونو نداشتم و ایشون هم خودشونو معرفی نکردن.فکر کردم که مزاحمن.تا حدی ناراحت شدم.روی اون حساب جواب ندادم.انتظار داشتن که بعد از این مدت من شماره شونو ذخیره کرده باشم.وقتی معرفی کردن بازم تماس گرفتن که جواب دادم.اما من یکم بهم بر خورد و اینم بهشون گفتم.روی حساب این ناراحتی لحن صحبت کردنم مثل همیشه آروم نبود.میخواستن صحبت کردنشونو ادامه بدن که بهشون گفتم مجددا به مادرتون بگین تماس بگیرن.گفتم رسمی تر پیش بره بهتره.اما یکم تند گفتم.گفتن باشه من الان اصفهانم و برگردم بهشون میگم زنگ بزنن.گفتن که ببخشید مزاحمتون شدم
الان احساس میکنم یه تصویر منفی ایجاد کردم از خودم که خیلی خیلی با منه واقعی فاصله داره.احساس می کنم که اشتباه کردم ایشونو تو منگنه ی تماس مادرشون گذاشتم،تند رفتم.احساس می کنم پشیمونشون کردم از تماس گرفتن.
من با این آقا هیچ گونه تماس اس ام اسی یا تلفنی ندارم.وسوسه شدم که ازشون به خاطر برخورد(شاید!!) خشکم عذرخواهی کنم.اما از یه طرف دوست ندارم غرورم جریحه دار بشه
به نظرتون کارم درست بوده و این برخورد نیاز به بازبینی و اصلاح داره یا نه؟









علاقه مندی ها (Bookmarks)