به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 61

Threaded View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 13 مهر 94 [ 18:50]
    تاریخ عضویت
    1392-12-02
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    2,764
    سطح
    32
    Points: 2,764, Level: 32
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    839

    تشکرشده 437 در 171 پست

    Rep Power
    0
    Array

    هیچی ندارم که بهش افتخار کنم

    سلام من دختری 19 سالم که هیچی ندارم بهش افتخار کنم،میگن تو اعتماد بنفست پایینه ولی من دلیلی نمیبینم که بخوام اعتماد بنفس داشته باشم و هر سری که به آینه نگاه میکنم غیر ممکنه از خودم ایراد نگیرم. میگن خوشگلی دیوونه ای بینیت به صورتت میاد با نمکه قیافت اما چون دوستم هستن اینو میگن،من نمیخوام این قیافمو وحتی از شخصیتی که دارم بدم میاد متنفرم از اینکه برم تو یه جمعی بگن چقدر آرومی ازینکه انقدر خجالتی و تر سو و کم حرفم بدم میاد اما نمیتونم خودمو عوض کنم چون این اخلاق از بچه گی با من بوده. پدر عصبی ای دارم که هنوزم با اینکه دیگه داد وفریاد نمیکنه باهاش راحت نیستم انگار که همیشه میخواد ازم ایراد بگیره من دائم ازش فرار میکنم درسته پدرمه خیلی زحمت کشیده واسم ممنونشم اما من نمیتونم باهاش خوب وراحت ارتباط برقرار کنم. یه ترس عجیبی از آدما بخصوص جنس مخالف دارم میترسم همه مث بابام رفتار کنن من خیلی تنهام حتی با مامانم در حد معمولی در ارتباطم ولی خب باهاش نسبت به بابام راحت ترم ولی بازم هیچوقت وقتی ناراحتم باهاش حرف نمیزنم چون خودش درگیر کلی مشکله نمیخوام در گیره ناراحتی منم بشه. هر چی فکر میکنم هیچ چیز خوب وقشنگی تو ذهنم نمیاد حتی نمیتونم بفهمم چی دوستدارم برای کارشناسی بخونم یعنی نمیتونم یه تصمیم قطعی بگیرم. من قبلا پیش روان پزشک رفتم برام فلوکستین تجویز کردن من یکسال مصرف کردم خیلی عالی وشاد نشدم تنها گریه هامو قطع کرد چون یادمه قبلا از شدت گریه شدید کور میشدم که الان دیگه نمیتونم راحت گریه کنم به زور 2 تا قطره اشک میریزم یا وقتی خیلی بهم فشار میادو تلنبار میشه ناراحتیم منفجر میشم مث شخصیت کارتونیا اشکام میریزه دیگم نمیتونم جلوشو بگیرم ! فکر کنم چون یهو قرصامو قطع کردم دوباره دارم بدتر میشم فک میکردم یک سال کافیه من حوصلم نکشید مدام برم دکتر حدودا فکر کنم یک سالی هست که قرص نمیخورم دیگم نرفتم پیش دکتر اگه برم پیشش مطمئنم دعوام میکنه. الان اصلی ترین مشکلم اینه که نمیتونم واسه کنکور خودمو آماده کنم یعنی نمیتونم تصمیم بگیرم چون به نظرم تو کاردانی اصلا موفق نبودم تو تاپیک قبلیم راجع به وضعیت تحصیلیم نوشتم.

  2. کاربر روبرو از پست مفید پونیو تشکرکرده است .

    Mr.Anderson (جمعه 23 اسفند 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:07 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.