نمیگم حتما کارشون درسته، اما مردم برای اینکه برن یه جای بهتر زندگی کنن حاضرن چنین خطرات و مشکلاتی رو تحمل کنند. ولی این مشکلاتی که شما الان عنوان کردی واقعا چیز مهمی نیستن.
بابک جان ، می دونم که اونجا وضعش از اینجا خیلی بهتره . شاید اگه ریسک هاشو بپذیرم و سختی هاشو تحمل کنم ، زندگیم از این رو به اون رو بشه ... ولی همش اینا نیست . احترام به نظر خانواده خودم که میگن باید دختر بیاد خونه شوهر (البته انتخاب آخر باخودمه) ، دلتنگی خانواده ام و دوری از اونا ، مشکلات بیکاری در اوایل حضورم تو اون کشور و ......... اینا همه برام مهمه . من اونو بخاطر خودش می خوام نه اینکه بخوام برم اونور آب

هادی عزیز،
یه پیشنهاد براتون دارم.
آیا امکانش هست بدون ازدواج برید و اون یکسال را روی پای خودتون بایستید و آماده بشید و سال بعد با اون خانم ازدواج کنید
که این مسائل وابستگی مالی و رفتن به خونه ایشون و ... پیش نیاد؟
شیدا خانم، از پیشنهادتون واقعا ممنونم . تا حالا به اینش فکر نکرده بودم. روی این موضوع هم فکر می کنم و بیشتر تحقیق می کنم . امروز قراره یه صحبتایی با خانواده اش بکنم . خبرای جدیدی میگیرم و میام اینجا مطرح می کنم . مرسی