با سلام
دوست عزیز
مگه شوهرتون مجبورتون کرد بعد از درستون 1.5 سال بشینید تو خونه ؟ خوب شما هم پا میشدید می گشتید دنبال کار حداقل نیمه وقت ، الان خیلی از جوانها هستند که وضعیتشون مثل شما و همسرتون هست، که تدریس خصوصی دارن یا کار های نیمه وقت و پاره وقت و مدتها باید بمونی تا شاید یه استخدام دولتی پیدا بشه ، شما خودتون تو این 2 سال چند تا آگهی استخدام مناسب خودتون دیدین ؟ پس قبول کنید که وضعیت کار خیلی خرابه.
این رو بگم بهتون فاصله بین رویا تا واقعیت خیلی متفاوته وقتی آدم دانشجو خیلی فکر ها تو سرش داره ولی وقتی می بینه شرایط فراهم نیست نا امید و دلسرد می شه ، البته این دلسردی زمانی بیشتر می شه که ادم تقصیر ها رو گردن کسی یا شرایط خاصی بندازه ، شرایط رو خودتون باید ایجاد کنید خودتون باید تلاش کنید.
در مورد اداب و رفتارشون هم باید بگم یه جمله معروف هست که می گه (هیچ جا خونه آدم نمی شه) تا حالا به معنیش فکر کردین یعنی اینکه هر خونه ای و ادماش اخلاق خاص خودشون رو دارن و اصلا هم ربطی به شهرستانی و تهرانی نداره و اون جوریه که افراد اون خونه، تو خونه خودشون راحت تر هستند. به عنوان یه ادم تحصیل کرده سعی نکنید خونه خودتون رو با اون ها مقایسه کنید.
این که شما شور و شوقی به ادامه این رابطه داشته باشین یا نه فقط به خودتون بستگی داره.








علاقه مندی ها (Bookmarks)