عزيز من زياد خودت رو عصباني نكن .... به مرور زمان وقتي كه عشقت به اون پسر فراموش شد .... كم كم دوباره مثل سابق ميشي ( البته اين رو هم بگم كه اكثر پسرها همينجورين .... فكر ميكنن عقل كل هستن و كارشون درسته و دخترها هم مجبورن با اين وضعيت بسازن... دروغ هم ميگن .... و اگه بهشون توجه كني فكر ميكنن از دماغ فيل افتادن و .... كلا خود خواهن و ميخوان هرچي بهترينه بايد براي اونها باشه.... با دختر مثل كالا بر خورد ميكنن .... اصلا هرچي از اين جنس بگي بازم كم گفتي ( البته منظور من به همه نيست و جمع نميبندم ولي اكثر پسرها اينطورين كه تا قبل 24-25 سالگي فكر ازدواج و عشق و اينا به كله شون نميزنه و هر كاري هم كه ميكنن واسه خوشي لحظه اي و گذروندن اوقات فراغته .... بازم ميگم كه استثنا هم وجود داره
ولي يه مدت كه بگذره ( به خدا ) خودت واقعا خوشحال ميشي كه اين پسره رو ول كردي و رفتي دنبال زندگيت.... خيلي سخته ميدونم ولي به مرور زمان عادت ميكني.... بهتره زياد به پسرها محل ندي و اگه بهت ابراز علاقه كردن اصلا محل نگذاري .... وقتي كه يكم سنت بالاتر رفت اون موقع ميفهمي كه عشق چيه ؟؟؟ آدمي كه اهل زندگي باشه كيه ؟؟؟؟ كسي كه واست احترام قائل باشه و واقعا دوستت داشته باشه و نخواد به خاطر اهداف خودش ازت خواسته هاي غير شرعي و غير معقول داشته باشه
واسه همين سعي كن ديگه با پسري دوست نشي و باهاشون كل كل نكني و اگه كسي بهت ابراز علاقه كرد زياد جدي نگيري و اگه زياد سمج شد بگي با خانواده ات صحبت كنن . چون كسي كه تورو بخواد و واست ارزش قائله و شرايطش هم واسه ازدواج مسائده .... اول مياد پيش خانواده ات
پس سعي كن كه خودت رو در گير عشق و عاشقي ( كه معلوم نيست به ازدواج ختم بشه يا نه )نكني
پسرها وقتي كه توي سن بلوغ هستن خيلي هيجاني و گاها احساسي و گاها قد و متكبر و گاها پليد ميشن ( واسه رسيدن به خواسته هاشون ) ولي وقتي به سن بالاتر برسن ( مثلا به 25 سال به بالا - البته نه همشون ) تازه ميفهمن كه زندگي چيه!!!!!
خودت رو به خاطر اين پسره ناراحت نكن و ديگه به كسي دل نبند مگر اينكه ( گوهر شناس قابلي ) گيرت بياد كه تورو با تمام خوبي هات و بديهات بخواد و خودت رو به خاطر خودت بخواد و اون موقع است كه قدر ميدوني و خدا رو به خاطر اينكه اين فرصت رو بهت داده شكر ميكني
موفق باشي