به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11

Threaded View

  1. #1
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array

    دوستی تلفنی دوستم با یک مرد متاهل

    سلام دوستان

    اطلاعات خودم کامل نیست و نمیدونم از کجا شروع کنم.

    دوستم دختریه که دنیا رو خیلی ساده می بینه، اولین باری که در این مورد بهم گفت، من خیلی جوش زدم که بهش بفهمونم این آدم نیت درستی نداره و هدف این ارتباط چیزی نیست که بهت گفته شده! چون اول رابطه شکل دیگه ای داشت، ولی مسیج های نامربوط هم میومد.

    اون روز راضی شد ولی نه در حدی که برای من بدیهی بود! یعنی به جای کات کردن کامل ارتباط، سعی کرد از نیت اون فرد سر در بیاره.

    خلاصه آخرش رسید به یه رابطه دوستی، در حد مسیج و تلفن.

    دوستم نگاه خیلی ساده ای نسبت به این موضوع داره...

    رابطشون یه دوستی ساده و بی هدفه. البته حساسیت های من باعث شده که دیگه دوستم در موردش صحبت چندانی نکنه، ولی میدونم که براش چیز مهمی نیست، فقط چون تنهاست، و چون خط قرمزی در این ارتباط نداره، از اینکه کسی بهش حرفای قشنگ بزنه، یا وقتشو پر کنه، بدش نمیاد. در هرحال فکر نکنم با توجه به نوع خونواده و فرهنگش، بیشتر از این به این ارتباط راه بده. منظورم اینه که حضوریش نمی کنه (هرچند چندباری همدیگه رو دیدن).

    من اولش خیلی جوش زدم برای این موضوع، و نتیجه ای که گرفتم فقط سردرد بود. برای همین بعدش سعی کردم بی خیال بشم (چون من خیلی به این موضوع حساسم و هربار سعی کردم در این ارتباط کاری انجام بدم، اونقدر حرفام توام با حرص خوردن بود که هربار به سردرد شدید منتهی شد...)، مثلا وقتی بهم گفت که اون آقا تو مسافرتش همش پیام میداده یا از خونه هم بهش زنگ میزنه، من سعی کردم فکرم رو منحرف کنم و هیچی نگم! البته درسته که در ظاهر اینکارو بخاطر مواظبت از جسم و روانم انجام دادم، اما اگه امیدی داشتم که حرفمو گوش می کنه، بازم تلاش می کردم...

    ولی انگار من راه ارتباط باهاش رو نمیدونم... یعنی دیگه عقلم قد نمیده چی بگم! چیزهایی که برای من خط قرمزهای وحشتناکی هستند، برای اون هیچ مفهومی ندارن. با توجه به اینکه فضای فکریمون (حداقل در این مورد) با هم خیلی فرق می کنه، به نظرتون من باید چیکار کنم؟

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...


    ویرایش توسط میشل : جمعه 15 آذر 92 در ساعت 14:39

  2. کاربر روبرو از پست مفید میشل تشکرکرده است .

    rozaneh (دوشنبه 18 آذر 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تو سایت همسر یابی اشنا شدیم به دوستم گفته خیلی دوستم داره نمی دونم دوستم داره یا نه
    توسط arshida در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: شنبه 16 دی 96, 21:27
  2. شوهر دوستم فوت کرده...خودکشی...چه کمکی میتونم به دوستم بکنم؟
    توسط یک زن در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 05 خرداد 94, 16:40
  3. نیاز دوستم به حضور در اجتماع و دوستی های مفید
    توسط elina68 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 28 فروردین 93, 23:13
  4. در خواست کمک در مورد چالش و مشکلات من و دوستم (سناریوهای یک دوستی)
    توسط MS25 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: شنبه 16 فروردین 93, 20:42
  5. پاسخ ها: 20
    آخرين نوشته: سه شنبه 31 اردیبهشت 92, 09:09

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.