فرهنگ شهر شما همه زندگی شما نیست. اینقدر خودت را محدود نکن به فرهنگ شهرت. ارزش های خودت در زندگی چیست ؟
ببین من خودم کوچه خودمان را مثال می زنم تا دستت بیاید اوضاع شهرمان چگونه است. من همسایه قبلی مان چهار دختر داشت که همه شان از هفده سالگی به سراغ دوست پسر می رفتند و ... حجابشان هم که نگویم بهتر است . تنگ ترین و کوتاه ترین لباس ها و بدترین آرایش ها .
یک نفر دیگر در کوچه ما همه دخترهایش بی حجاب هستند و در عروسی ها خواهر زن ها با لباس شبی که بسیار باز است می آیند جلوی داماد جدید که شوهر خواهرشان است. تازگی ها هم که توی حیاطشان سگ دارند و ...
همسایه دیگر پسرها همه معتاد . دخترها همه بسیار بی حجاب و همه طلاق گرفته. تازگی ها هم به کارهایی رو آورده اند مثل مشروب خوردن در دوبی و ... خلاصه این بچه ها کاری کردند که والدین هر دو مردند. دختری که همسن من بود رفت زن دوم یک مرد شد که متاهل بود.
همسایه دیگری داریم که آنها هم راحت در عروسی مشروب می خورند.
خوب حالا از محرم بگویم که همه زن ها با حجاب های افتضاح در مراسمی که رسما با عنوان مذهبی برگزار می شود دنبال دسته ها راه می افتند و تمام خیابان پر می شود از زنانی که در عاشورا آرایش های غلیظ و روسری های نصفه همراه با مدل های عجیب مو و ساپورت و شلوار چسبان و مانتوی کوتاه . ایضا همراه با دوست پسر ها. باور کن هر جا دسته است دیگر دلم نمی خواهد بروم که این صحنه های کریه را ببینم.
تو گفتی فرهنگ شهر ما این است و هر کس با فرهنگ خودش زندگی می کند. حالا من از تو سوال می کنم : من آدم خیلی مومنی نیستم. اما مسلمان هستم و نمی توانم این کارها را انجام دهم مشروب بخورم با سر و وضع آنچنانی بگردم و فیلم های مزخرف ماهواره را نگاه کنم. به خاطر همین هم از نظر خیلی ها یک دختری هستم که هیچی از زندگی نمی فهمد و نیش و کنایه حتی از اقوام خود شنیده ام.
این شهر من است و این فرهنگی است که هر جایش بروم از کتابخانه و دانشگاهش بگیر تا مراسم مذهبی و سینه زنی اش همین است.
تکلیف من با فرهنگ شهرم چیست ؟
می خواهم شما که اینقدر دغدغه فرهنگ شهر خودت را داری یک جواب قانع کننده و خوب به من بدهی.
- - - Updated - - -








علاقه مندی ها (Bookmarks)