با سلام خدمت همه دوستان:
من مدتی است که کتاب های استاد مطهری را میخوانم، این استاد گرامی حقیقتا که
دست به قلم خیلی خوبی دارند و به همین دلیل مرا به کتابهایش علاقه مند کرده من هم
تصمیم گرفته ام از نکات مهم وارزنده این فیلسوف عالیمقام در این تالار استفاده کنم.
من موضوعی درمورد« خواستگاری و نامزدی »میخواندم دیدم خالی ازلطف نیست ،
این مطلب را در اینجا بیاورم.(به صورت خلاصه)
فراز هایی از پیامهای امام خمینی(ره):
به مناسبت شهادت استاد مطهری:
من فرزند عزیزی را از دست دادم و در سوگ او نشستم که از شخصیت هایی بود که
حاصل عمرم محسوب میشد .من در تربیت چنین فرزندانی که با شعاع فروزان خود،
مردگان را حیات می بخشند و به ظلمتها نور می افشانند ، به اسلام بزرگ ، مربی
انسانها و به امت اسلامی تبریک میگویم . من اگرچه فرزند عزیزی راکه پاره تنم
بود از دست دادم لکن مفتخرم که چنین فرزنان فداکاری در اسلام وجود داشت و دارد.
در سال1345تب تعویض قوانین مدنی در مورد حقوق خانوادگی ، در سطح مجلات،
خصوصا مجلات زنانه ،سخت بالا گرفت. و نظر به اینکه بسیاری از پیشنهادهائی
که می شد بر ضد نصوص مسلم قران بود، طبعا ناراحتیهائی در میان مسلمانان ایران
بوجود اورد.در این میان قاضی فقید ابراهیم مهدوی زنجانی،بیش از همه گرد و خاک
می کرد وحرات به خرج میداد.مشار الیه لایحه ای درچهل ماده به همین منظور تنظیم
کرد ودر مجله فوق الذکر چاپ نمود.
مقارن این ایام یکی از مقامات مشهور روحانی تهران از استاد مطهری در خواست
کرد: نظرات خود را در مورد این لایحه های 40 ماده ای بیان کنند وما قول می دهیم
که در همان مجلات عینا چاپ کنیم.
وایشان بیان کردند : من حاضرم طی سلسله مقالاتی در باره همان 40 ماده در همان
مجله د صفحه مقابل بحث کنم، تا هر دو منطق در معرض افکار عمومی قرار بگیرد.
که یکی از ان ها ،همین موضوع است:
خواستگاری و نامزدی
نظر به اینکه قوانین مربوط به خواستگاری و نامزدی که در قانون مدنی امده است
قوانین مستقیم اسلامی نیست، یعنی نص و دستور صریحی ازخوداسلام دراغلب
اینها نرسیده است.
ایا خواستگاری مرد از زن اهانت به زن است؟
پیشنهاد کننده میگوید:"قانون گذار ما حتی دراین ماده کذائی(مربوط به خواستگاری و
نامزدی) هم این نکته ارتجاعی و غیر انسانی را فراموش نکرده است که مرد اصل
و زن فرع ، در تعقیب فکر مزبور ماده 1034 را که اولین ماده قانون درکتاب نکاح
وطلاق است به نحو زیر تنظیم نموده است: ( ماده1034- از هر زنیکه خالی از موانع
نکاح باشد می توان خواستگاری نمود.) بطوریکه ملاحظه میشود به موجب این ماده
مزبور با اینکه هیچ گونه حکم و الزامی بیان نشده است ، ازدواج به معنی « زن
گرفتن»برای مرد مطرح شده و اوبعنوان مشتری و خریدار تلقی گردیده و در مقابل
زن نوعی کالا وانمود شده است.این قبیل تعبیرات در قوانین اجتماعی اثر روانی
بسیار بد و ناگوار ایجاد میکند و مخصوصا تعبیرات مزبور در قانون ازدواج بر روی
رابطه زن و مرد اثر میگذارد و بمرد ژست اقائی و مالکیت و بزن وضع مملوکی و
بندگی میبخشد."
بدنبال این ملاحظه دقیق روانی!موادی که خود پیشنهاد کننده تحت عنوان خواستگاری
ذکر میکند برای اینکه خواستگاری جنبه یکطزفه و حالت« زن گرفتن»بخود نگیرد
خواستگاری را هم وظیفه زنان و هم وظیفه مردان،با در ازدواج تنها« زن گرفتن»
صدق نکند،« مرد گرفتن»هم صدق کند،یا لااقل نه زن گرفتن و نه مرد گرفتن.اگر
بگوئیم زن گرفتن،یا اگرهمیشه مردان را موظف کنیم که به خواستگاری زنان بروند
حیثیت زن را پائین اورده و ان را بصورت کالای خریدنی در اورده ایم.
غریزه مرد طلب نیاز است و غریزه زن جلوه و ناز
اینکه از قدیم الایام ، مردان به عنوان خواستگاری نزد زنان میرفته اندو از انها
تقاضای همسری میکرده اند از بزرگترین عوامل حفظ حیثیت و احترام زن بوده
است.طبیعت ،مرد را مظهر طلب و عشق و تقاضا افریده است وزن را مظهر مطلوب
بودن و معشوق بودن. طبیعت زن راگل،مرد را بلبل،زنرا شمع و مرد را پروانه قرار
داده است.این یکی از تدابیر حکیمانه و شاهکار های خلقت است که در غریزه مرد
نیاز و طلب ودر غریزه زن ناز و جلوه قرار داده است.ضعف جسمانی زنرا در
مقابل نیرومندی جسمانی مردبا اینوسیله جبران کرده است.
خلاف حیثیت و احترام زن است که بدنبال مرد بدود.برای مرد قابل تحمل است که از
زنی خواستگاری کند و جواب رد بشنود تا بالاخره زنی رضایت خود را به همسری
با او اعلام کند،اما برای زن که میخواهد محبوب و معشوق و مورد پرستش باشد و از
قلب مرد سر در اورد تا بر سراسر وجود او حکومت کند ،قابل تحمل و موافق غریزه
نیست که مردی را به همسری خود دعوت کند و احیانا جواب رد بشنود وسراغ مرد
دیگری برود.
بعقیده «ویلیام جیمز» فیلسوف معروف امریکائی:حیا و خود داری ظریفانه زن
غریزه نیست،بلکه دختران حوا در طول تاریخ دریافتند که عزت و احترامشان باین
است که بدنبال مردان نروند ،خود را مبتذل نکنند واز دسترس مرد خود را دور
نگهدارند، زنان این درسها را در طول تاریخ یاد دریافته اند و به دختران خود یاد
داده ا ند.
اختصاص به جنس بشر ندارد،حیوانات دیگر نیز همینطورند ،همواره این ماموریت به
جنس نر داده شده است که خود را دلباخته و نیازمند بجنس ماده نشان بدهد.ماموریتی
که بجنس ماده داده شده این است که با پرداختن به زیبائی و لطف وبا خود داری و
استغنا ظریفانه ،دل جنس خشن را هر چه بیشتر شکار کند و او رااز مجرای حساس
قلب خودش و به اراده واختیار خودش در خدمت خود بگمارد
.
مرد خریدار وصال زن است نه رقبه او
عجبا میگو یند چرا قانون مدنی لحنی بخود گرفته ایت که مرد را خریدار زن نشان
داده میدهد.اولا این مربوط بقانون مدنی نیست،مربوط به قانون افرینش است،ثانیا
مگر هر خریداری از نوع مالکیت ومملوکیت اشیا است. هنر جو خریدار هنرمند
است.متعلم خریدارمعلم است.هنرجو خریدارهنرمند است.ایا باید نام اینها را مالکیت
بگذاریم و منافی حیثیت علم وعالم وهنر وهنرمند بشمار اوریم؟ مرد خریدار وصال
زن است نه رقبه او.
منتهای هنر زن این بوده است که توانسته مرد را در هر مقامی و هر وضعی که بوده
است به آستان خود بکشاند. اکنون ببینید بنام دفاع از حقوق زن چگونه بزرگترین
امتیاز و شرف و حیثیت زن را لکه دار میکنند؟
رسم خواستگاری یک تدبیر ظریفانه و عاقلانه
برای حفظ حیثیت و احترام زن است
گفتیم ،اینکه در قانون خلقت،مرد را مظهرنیاز وطلب و خواستاری ،و زن را مطهر
مطلوبیت و پاسخگوئی افریده شده است ،بهترین ضامن حیثیت و احترام زن و
جبران کننده ضعف جسمانی او در مقابل نیرومندی جسمانی مرد است وهم بهترین
عامل حفظ تعادل و توازون زندگی مشترک انهاست.این ،نوعی امتیاز طبیعی است که
به زن داده شده است . نوعی تکلیف طبیعی است که بدوش مرد گذاشته شده است .
قوانینی که بشر وضع میکند ،و بعبارت دیگر تدابیر قانونی که بکار میبرد باید این
امتیاز را برای زن واین تکلیف را برای مرد حفظ کند.قوانین مبنی بر یکسان بودن
مرد و زن از لحاظ وظیفه و ادب خواستاری بر زیان زن و منافع و حیثیت و احترام
اوست،و تعادل را بظاهر بنفع مرد ،ودر واقع بزیان هر دو بهم میزند.









علاقه مندی ها (Bookmarks)