دور از شان یک دختر اینه که هر کسی را واسطه ازدواجش کند و آنها هم هر پسری را دیدند به خانه دختر بفرستند.
با این کار شما یک واسطه درست و حسابی انتخاب می کنی که هر کس و ناکسی را برای شما نمی فرستد.
این در شان شما است که هر کسی بیاید به شما پیشنهاد ازدواج با پسرش را بدهد بعد هم یک عیبی روی شما بگذارد و بگوید ای ببخشید نمی دانستم سنتان زیاد است !!!!! و شما را با احساس خرد شده رها کند ؟ فکر می کنم راجع به این در تاپیک قبلی مفصل صحبت کردم.
اگر می خواهی از طریق سنتی ازدواج کنی گفتم که باید چکار کنی تا خواستگار مناسب بیاید. گفتم که باید با اطرافیانت مفصل صحبت کنی و معیارهایت را بگویی. گفتم که باید قبل از اینکه خواستگار بیاید تلفنی صحبت کنی و یک شناخت اولیه پیدا کنی و اگر مناسب بود راه بدهی که اینقدر از دست خواستگارهای نامناسب سرخورده نشوی.
در تاپیک قبلی ات مفصل راجع به ازدواج سنتی توضیح دادم. اما شما هر دفعه یک جواب دادی.
در این تاپیک هم گفتم اگر از راه سنتی نمی توانی خوب عمل کنی از این راه برو که باز هم یک بهانه دیگر می آوری.
بالاخره می خواهی چکار کنی ؟ می خواهی همین طور دور خودت بگردی و از درون خودت را خرد کنی ؟
ازدواج سنتی که می گویی نمی توانی درست مدیریت کنی . ازدواج نیمه سنتی را هم اصلا حاضر نیستی به آن فکر کنی و پیشداوری می کنی. می شود بپرسم می خواهی از چه راهی ازدواج کنی ؟
از ما انتظار داری دقیقا چه راه حلی برایت پیشنهاد دهیم ؟
شما توی نقش قربانی فرو رفته ای و حاضر نیستی از آن بیرون بیایی. چرایش را نمی دانم اما بدان به جایی نمی رسی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)