دوست عزیز!اگه به دنبال شناخت واقعی هستین نباید ارتباطات وارد فاز احساسی بشه. این در مورد شما الان کاملا صدق می کنه چون من دارم واضحا میبینم که شما یه چیزایی رو نمی بینی یا می بینی اهمیت نمی دهی که همش عوارض این نوع ارتباطاته.
من واستون می ارم چند تاش رو.
اولا که واضحا رفتار این خانم با عملشون تناقض داره نمیخان دوست بشن اما شدن. نمی خان رابطه ای رو شروع کنن اما خودشون استارتر هستن. اگر نمی خاستن چرا با امدنشون به شهر شما به قول شما اولین نفری که خبر می دادن شما بودی؟!!
- ...و البته اینکه به دوستی هم راضی نمیشه .. ...ولی زیاد اجازه نمیداد در مورد دوستی و این مسائل باهاش حرف بزنم ( طبق معمول :( )
- ...و بلکه من با خودم نمیتونم کنار بیام که این رابطه رو شروع کنم یا نه !!
- حرفش این بود که نمیتونه این رابطه رو شروع کنه حس می کنم خ زیبا خودت رو گول می زنیا" رابطه شروع شده که دوباره شروع کردن نمی خاد"
- بار آخر که باهم رفته بودیم بیرون به من گفت که دلیل نه گفتنش این هست که رابطه ای که سرانجامی نداره رو برای چی باید شروع کنیم ! ای بابا پس چرا شروع کرده
خطاهای ایشون که شما نمیبینی:
- توجیه:.... که هر دختری بالاخره تو دوارنش پیشنهاد دوستی و این جور برنامه ها وجود داشته و این هم مثتثنی نیست
- نداشتن دلایل منطقی
- چون وقت کافی وجود نداره برای آشنای پس بهتره شروع نکنیم و ..
- کتمان از خانواده" تو این یکی دوهفته ای که شهر خودشون بودن طبق معمول خیلی سخت پیش میومد که جواب اس ام اس بدن و یا جواب تلفن"
- متوجه عشق شما شده و از این بابت مطمینه واسه همین تلاش زیاد واسه بدست اوردنتون نمی کنه. یه جورایی واسش خ مهم نیستی:
نمونه هاش ....
- که وقت نکردم زیاد فکر کنم و هنوز تصمیمی نگرفتم
- به قولهایی که می ده وفادار نیست " ...صبح بهت زنگ میزنم که ساعت چند بیای دقیقا من هم خیلی هیجان زده، منتظر تماسش بودم اما تماس نگرفت !"
- متاسفانه در رفتار با اقایون حد و مرزی نداره. به اعتراف خودتون با هم به شهر های تفریحی اطراف رفتین. هیچ دختر با حیایی این کار رو نمیکنه مگه اینکه از لحاظ منطقی قوی نباشه یا اینکه واسش یه سری مسایل مهم نباشه یا اینکه خ ساده باشه. که تمام اینها عیب محسوب میشه. نفرمایید به شما اطمینان داره که به هر حال به گفته رومن رولان عزیز : مرد خوب هم مرده، بازی با اتش در هر حال خطرناکه!
- حجاب واقعی داشتن مهمتره! "چون دختر با حجابی هست و تو همه این جاهایی که باهم رفتیم من یک حرکت مشکوک هم از ایشون ندیدم و بخاطر همین بهش اعتماد زیادی دارم از این بابت و فکر میکنم که اون هم به من همینقدر اعتماد داره حداقل"
- تو انجام کاراش از شما استفاده می کنه
- کارش هم حدود حداقل 2-3 ساعت طول کشید
- رفتن به ترمینال
- واسه تفریح رفتن
- ایشون به اعتراف خودشون با تمام وجودشون نیامدن:
"..و میگفت که تو خیلی داری احساس میذاری و .. من ازت عذر خواهی میکنم"
- مهم بودن و در ارجحیت بودن خاست خودش. دوست داشته پاسخ م یداده و گرنه خیر. دوست داشته می امده وگرنه خیر. ایا احساس شما هم واسش مهم بوده؟؟؟
خطاهای خودتون:
- "خیلی احساساتی شده بودم و البته از روی عقلم این تصمیم رو گرفتم به نظر خودم "
به نظر خودت این شدت احساسات با عقل می تونه همخانی داشته باشه؟
- اطمینان بیش از حد که ناشی از احساسات شماست.
- شما رو به حدیثی از حضرت امیر مهمان می کنم: تمام محبتت رو نثار دوستت بکن اما همه اطمینانت رو نه! "چون واقعا هم بهش اعتماد دارم و هم دوستش دارم "
- فکر می کنین که ندیدن حقایق مثبت اندیشیست. بهتره کلا واقع بین باشی دوست عزیز
- انفعال زیاد از جانب شما مثل:
- مطابق برنامه ایشون پیش رفتن
- ندیدن خودتون
اگه ایشون شما رو بخاد قطعا با خانوادش در جریان میزاره! مطمین باش! نزار دوست داشتن بدون حد ومرزت شخصیتت رو زیر سوال ببره
باید ببینی هدفت چیه. صرفا بدست اوردن ایشون یا نه زندگی با عزت؟ در هر صورت انتخاب با شماست
در پناه حق








علاقه مندی ها (Bookmarks)