به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 103

Threaded View

  1. #18
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    حالم خوب نیست. برای اینکه خودم رو از پنجره پرت نکنم پایین لازم دارم اینجا بنویسم. بعد از خانواده ام، بعد از لباس و حجاب و ... حالا نوبت به پول و خرجی رسیده... میگه از این به بعد دقیقن بیا بگو چی لازم داری و من پولش رو در صورتی که تایید کنم بهت میدم.
    .
    آقای sci من تمام دستورات شما رو رعایت کردم. تمامشون رو...

    1. احساس های منفیم رو کنترل کردم.
    2. باهاش همدلی کردم.
    3. عقیده ام رو صریح و با رعایت حقوق شوهرم بهش گفتم.
    4. درخواست منطقی کردم.
    5. در مقابل جوابش خودم رو کنترل کردم تا حق نه گفتن رو براش درنظر بگیرم ...
    .
    من دارم داغون میشم! نمی تونم به خدا دیگه نمی تونم...
    من دومیلیون ماهانه حقوق می گیرم که برای قسط های پول پیش خونه میره و حقوق شوهرم هم که نصف منه به سختی تا آخر برج ما رو میبره. هر وقت ازش پول میخوام 10 20 30 هزار تومن نهایتا بهم میده. من ولخرج نیستم ولی این پول به خدا به هیچ جا نمی رسه...

    - - - Updated - - -

    من صبح بعد از طی کردن یه مسیر فهمیدم که دیگه هیچ پولی ندارم. (اشتباه من که توی خونه چک نکرده بودم.) به همسرم زنگ زدم و ازش خواستم برام پول بریزه تا بتونم تاکسی بگیرم و به محل کارم برسم.
    سریع شاکی شد که من هفته ی قبل 40 تومن بهت داده بودم. (به نظرش این مبلغ زیادیه.) چی کارش کردی؟ گفتم که الان گیر کردم ... آخرش هم نریخت و من از یه مغازه دار هزار تومن قرض گرفتم و رفتم سر کار.
    .
    نیم ساعت بعد زنگ زد که چه کار کردی. گفتم.
    .
    بهش sms دادم و خواستم برای برگشتنم پول برام بریزه یا اگر نداریم من از همکارم قرض کنم تا آخر برج.
    جواب نداد.
    .
    بقیه بحث با sms بود بنابراین من وقت داشتم که همه ی نکات لازم رو رعایت کنم و احساسم رو هم کنترل کنم.

    1.گفتم که به خاطر پام (ضرب بدی دیده.) مجبور شدم آژانس بگیرم و می دونم که درک می کنی. و نگفتی برای برگشتن چکار کنم؟ ضمنن گفتم که نگران حالش هستم.
    2. برخوردش طبیعی شد و گفت که حالش خوبه و من شماره کارتم رو براش بفرستم و یه دستور هم داد که انجام بدم.
    3. زنگ زد و گفت 20 تومن برام میریزه و هزارجور سوال کرد که چرا پولم تموم شده و چندبار آزانس گرفتم و چی خریدم و گفت سه روزه پول رو تموم کردی و ... دوباره عصبانی بود.
    4. با آرامش جواب دادم و گفتم که میدونم آخر برجه و ناراحتی و سخته و پولمون کمه و ... (همدلی) .. و تکرار درخواست.
    5. بهش sms دادم و لیست اقلامی رو که خریده بودم و خرج های دو هفته ام رو فرستادم. آخرش هم گفتم که از این گزارش احساس بدی دارم.
    فکر کنم نباید اینو می گفتم. نباید لیست گزارش می دادم. حق داشت اینو از من بخواد؟

    6. گفت که چرا از اینکه به شوهرت توضیح بدی پولی رو که بهت داده چطوری خرج کردی احساس بدی داری؟
    7. گفتم چون فکر می کنم زن های روستا و بچه های بالای 18 سال هم پولی برای خودشون دارند و بابتش حساب و کتاب نمیشند.
    8. گفت هیچ زنی چند روزه اینقدر پول خرج نمیکنه در حالیکه میدونه شوهرش پول کمی داره.
    9. گفتم که متاسفم و درکت می کنم و پیشنهاد کردم از این به بعد اول برج پولمون رو تقسیم بندی کنیم که آخر برج کم نیاریم.
    10. حرف من رو گذاشت به حساب این که بلد نیست پول رو مدیریت کنه (ذهن خوانی من) و عصبانی شد و گفت از این به بعد فقط برای موارد لازم بهت پول میدم.
    حق داشت عصبانی باشه شاید. جمله ی من معنی ضمنی سرزنش رو داشت. در واقع گفته ام"تو (یا ما) پول کم آوردی(م) نه من!" درسته؟
    11. گفتم باشه و من لیست موارد لازم رو برات می نویسم تا تایید کنی.
    12. گفت حتمن این کارو بکن.
    13. گفتم باشه. پیشنهاد موارد لازم که گفتی خوب بود و من قبول کردم. چرا دعوا داری؟
    14. حالش دوباره طبیعی شد... و بعد از یه تماس دیگه و معطلی من کنار عابر بانک پول رو ریخت و من تشکر کردم.


    - - - Updated - - -

    به هر حال در مواقع عادی حتمن بدتر از این می شد. ولی فکر کنم برم خونه دیگه دعوایی به خاطر این نداشته باشیم.
    .
    اگر من آدم منفعل قبلی بودم زنگ میزدم و از مادرم پول قرض می کردم و به روی شوهرم هم نمی آوردم. مثل همیشه. و بعد با احساس بد خودم کلنجار می رفتم و شوهرم هم مدعی بود که همیشه به اندازه کافی پول دارم.
    .
    من راضی ام از کاری که کردم. ممنونم آقای sci دارم شجاع میشم!
    .
    اگر هر برج یه مبلغ کلی مثلا 200 تومن برای من کنار بذاره می تونم یکماه باهاش زندگی کنم. می خوام اینو از همسرم درخواست کنم. شاید قبول کرد.
    این به نظرتون خوبه؟

  2. کاربر روبرو از پست مفید she تشکرکرده است .

    هیرسا (شنبه 14 دی 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:38 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.