به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 92

Threaded View

  1. #34
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 اردیبهشت 97 [ 00:12]
    تاریخ عضویت
    1391-8-12
    نوشته ها
    629
    امتیاز
    8,334
    سطح
    61
    Points: 8,334, Level: 61
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    662

    تشکرشده 792 در 312 پست

    Rep Power
    76
    Array
    مرسی بازم از شما
    مشکل من این نیست که چرا خانمم همیشه شاد نیست.
    مشکل خانمم اینه که چرا شاد نیستیم. من اگر شاد هم نباشم گاهی مشکلی باهاش ندارم و به قول معروف میگم این نیز بگذرد... به فکر فردای بهتر هستم ولی خانمم اصلا روحیش اینطوری نیست.
    با شناختی که ازش پیدا کردم اون کلا یه زندگی آماده و خوب و درجه یک میخواد تا شاد باشه. تو توضیحاتم گفتم که حتی از زندگی خودشم راضی نیست. صد دست لباس داره ولی بازم راضی نمیشه. بهترین مانتو و کفش و لباس رو بخره بازم راضی نمیشه و همش بیشتر میخواد. فقط تو زمینه لباس نیست کلا هر چیزی که داره بهترش رو میخواد. شاید بگین خوب این طبیعیه و چیز بدی نیست درست هم میگین ولی وقتی هیچ تلاش و حرکتی نمیکنه و فقط به اون چیزی که نداره فکر میکنه نا امید میشه. هیچ وقت داشته هاشو نمیبینه.
    همیشه میگه تو خیلی خوبی ها داری مثلا اخلاقت نسبتا خوبه، باهام مهربونی بهم اهمیت میدی و... ولی این چیزا رو فقط میگه و هیچ وقت نمیبینه و نعمت هاشو کوچیک میدونه.
    دوست داره خیلی آزاد باشه مثلا تنها بره سفر ولی من دوست ندارم و اگر منم بخوام مامانش عمرا بذاره از شهر خارج بشه.
    بابت همین چیزا خیلی دروغ میگه مثلا مامانش نمیذاره با دوستش بره بیرون الکی میگه با من رفته بیرون که مادرش گیر نده بهش. حتی منم مجبور شدم دروغ بگم چون مامانش هر جور شده با من تماس میگیره که مطمین بشه باهم هستیم. چند بارم بهش گفتم از دروغ متنفرم ولی میگه مجبورم و من به تو دروغ نمیگم.
    جدیدا خیلی بهش شک دارم مثلا اس ام اس خیلی میده و وقتی میپرسم میگه هر کی باشه مگه بهم شک داری!!
    مشاور حضوری چند تایی تا الان رفتیم ولی همشون میخوان فقط پول بگیرن حساب کردم باید پول یه مسافرت شیرین رو بدیم به این روانشناسا که تازه مشکلمون رو فقط تشخیص بدن.
    یه نفرو میخوام که با دوتاییمون یه جلسه حرف بزنه و همین حرفای شماها رو به اونم بزنه تا بفهمه روشش بچگانست. وقتی خودش بی حوصله باشه مثلا توی رابطه جنسی حق اعتراضی نیست ولی اگر من یکمی بی حوصله بشم گریه میکنه و کلی غر میزنه سرم که تو منو نمیخوای و برات تکراری شدم و ... . همیشه باید باهاش خوب باشم ولی اون چی؟
    من هنوز رک و راست بگم به عشقش ایمان ندارم و همین باعث میشه نتونم علاقمو بهش زیاد کنم و یه حسی تو وجودم میگه دوسش نداشته باش چون دوستت نداره..
    میدونم همه اینا حسه و شاید وسواس ولی به هر حال نتیجه رفتارای اونم هست. من حرفای عاشقانه میخوام ولی اون بلد نیست و وقتیم من میگم فقط بلده با بغل کردن و بوسیدن جوابمو بده نمیگم بده این کار ولی یه دختر چطوری نمیتونه یه کلام حرف عاشقانه بزنه.؟؟ فقط میتونه بگه دوستت دارم اونم تازه یاد گرفته. به طور کلی میزان احساسش و نوع بروزش منو راضی نمیکنه

    - - - Updated - - -

    مرسی بازم از شما
    مشکل من این نیست که چرا خانمم همیشه شاد نیست.
    مشکل خانمم اینه که چرا شاد نیستیم. من اگر شاد هم نباشم گاهی مشکلی باهاش ندارم و به قول معروف میگم این نیز بگذرد... به فکر فردای بهتر هستم ولی خانمم اصلا روحیش اینطوری نیست.
    با شناختی که ازش پیدا کردم اون کلا یه زندگی آماده و خوب و درجه یک میخواد تا شاد باشه. تو توضیحاتم گفتم که حتی از زندگی خودشم راضی نیست. صد دست لباس داره ولی بازم راضی نمیشه. بهترین مانتو و کفش و لباس رو بخره بازم راضی نمیشه و همش بیشتر میخواد. فقط تو زمینه لباس نیست کلا هر چیزی که داره بهترش رو میخواد. شاید بگین خوب این طبیعیه و چیز بدی نیست درست هم میگین ولی وقتی هیچ تلاش و حرکتی نمیکنه و فقط به اون چیزی که نداره فکر میکنه نا امید میشه. هیچ وقت داشته هاشو نمیبینه.
    همیشه میگه تو خیلی خوبی ها داری مثلا اخلاقت نسبتا خوبه، باهام مهربونی بهم اهمیت میدی و... ولی این چیزا رو فقط میگه و هیچ وقت نمیبینه و نعمت هاشو کوچیک میدونه.
    دوست داره خیلی آزاد باشه مثلا تنها بره سفر ولی من دوست ندارم و اگر منم بخوام مامانش عمرا بذاره از شهر خارج بشه.
    بابت همین چیزا خیلی دروغ میگه مثلا مامانش نمیذاره با دوستش بره بیرون الکی میگه با من رفته بیرون که مادرش گیر نده بهش. حتی منم مجبور شدم دروغ بگم چون مامانش هر جور شده با من تماس میگیره که مطمین بشه باهم هستیم. چند بارم بهش گفتم از دروغ متنفرم ولی میگه مجبورم و من به تو دروغ نمیگم.
    جدیدا خیلی بهش شک دارم مثلا اس ام اس خیلی میده و وقتی میپرسم میگه هر کی باشه مگه بهم شک داری!!
    مشاور حضوری چند تایی تا الان رفتیم ولی همشون میخوان فقط پول بگیرن حساب کردم باید پول یه مسافرت شیرین رو بدیم به این روانشناسا که تازه مشکلمون رو فقط تشخیص بدن.
    یه نفرو میخوام که با دوتاییمون یه جلسه حرف بزنه و همین حرفای شماها رو به اونم بزنه تا بفهمه روشش بچگانست. وقتی خودش بی حوصله باشه مثلا توی رابطه جنسی حق اعتراضی نیست ولی اگر من یکمی بی حوصله بشم گریه میکنه و کلی غر میزنه سرم که تو منو نمیخوای و برات تکراری شدم و ... . همیشه باید باهاش خوب باشم ولی اون چی؟
    من هنوز رک و راست بگم به عشقش ایمان ندارم و همین باعث میشه نتونم علاقمو بهش زیاد کنم و یه حسی تو وجودم میگه دوسش نداشته باش چون دوستت نداره..
    میدونم همه اینا حسه و شاید وسواس ولی به هر حال نتیجه رفتارای اونم هست. من حرفای عاشقانه میخوام ولی اون بلد نیست و وقتیم من میگم فقط بلده با بغل کردن و بوسیدن جوابمو بده نمیگم بده این کار ولی یه دختر چطوری نمیتونه یه کلام حرف عاشقانه بزنه.؟؟ فقط میتونه بگه دوستت دارم اونم تازه یاد گرفته. به طور کلی میزان احساسش و نوع بروزش منو راضی نمیکنه

    [size=medium]تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی‌!
    یکی‌ دیروز و یکی‌ فردا .
    [/size]

  2. کاربر روبرو از پست مفید mohammad2012 تشکرکرده است .

    sookoot (چهارشنبه 10 مهر 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. خانواده شوهرم عصبی و پرخاشگر هستند
    توسط nazi_ka در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: دوشنبه 29 آبان 96, 15:30
  2. با نامزده عصبیم چکار کنم خسته شدم از زندگیم
    توسط maede.k در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: شنبه 26 تیر 95, 17:33
  3. عصبانیت کار دستم داد. در برخورد بعدی چگونه باشم؟
    توسط عشق آفرین در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: سه شنبه 24 آذر 94, 21:15
  4. احساس میکنم عصبی هستم
    توسط achilis در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: چهارشنبه 02 مهر 93, 13:39
  5. افسرده و عصبی شده ام .نگران دخترم هستم.
    توسط گلشن در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: شنبه 11 آذر 91, 12:18

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.