من منظورم مخالفت با نظر کسی نبود و نیست و وقتی هم که می نوشتم به این فکر نمی کردم که به ضدیت با نظر شخص دیگه ای مطلب بذارم، بلکه فقط داشتم نظر خودم رو می نوشتم! من مطالبی که مطرح کردین رو خونده بودم، اون چیزی که بعد از خوندن مطالب شما به ذهنم رسید همین هایی بود که نوشته بودم حالا اگه متوجه مطلب نشده ام عذر می خوام...
اگه در جاهایی هم مطالبی که نوشتم شما قبلا بهش اشاره کرده بودین، بازم دلیل بر این نمیشه که من بی توجه به مطالب ارائه شده بودم، دلیل بر این بوده که نظر من هم مشابه بعضی از نظراتی بوده که مطرح شده.
اینکه روانشناسی ریشه اش غربی هست یانه رو من به این عنوان مطرح کردم که مهم نیست ریشه اش مال کجاس مهم عملیه که انجام میشه.
آقای 118 گرامی، به نظر من انسان خوب بودن سخته خیلی سخت! در مورد این جمله شما:
شما یک مقایسه ای انجام بده ببین کسانی که رفتارهای صحیح مذهبی را دارا هستند بیشتر به مشاوران رجوع می کنند یا افرادی که گزینه ی مذهب را حذف یا کمتر استفاده می کنند !!!؟
این قضیه هم جمله من رو تصدیق می کنه. کسانی که می خوان بنده خوبی باشن به مشاور مراجعه می کنن و سختی تغییر خلق و خویی که یک عمر باهاش زندگی کردن رو به جون می خرن، حالا همونطور که گفتم همه هم به مشاور مراجعه نمی کنن و هر کس راه خودش رو انتخاب می کنه برای اینکه به آرامش برسه. اما به قول خودتون افرادی که براشون این مسائل اهمیتی نداره، راحت زندگیشون رو می کنن و براشون مهم نیست که چی، چی می شه و کی چی می شه!
یه شعر معروف هم هست که : نابرده رنج گنج میسر نمی شود...
پس باز هم تکرار می کنم که انسان خوب شدن سخته و انسان خوب موندن سخت تر.
به هر حال من همه این حرفها رو گفتم، در ضمن خوبه طوری برخورد بشه که آدم جرأت داشته باشه نظرشو بنویسه اینجا که نیومدیم دعوا که حالا جبهه درست کنیم و یک سری برن پشت یه سنگر و یه سری پشت یه سنگر دیگه!!
در ضمن من گناه کار نیستم! من فقط اشتباهی بودم :D







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)