سلام، من الان شش ماه هست که عقد کردم و شوهرم رو خیلی دوستدارم اون خیلی ادم خوبی هس ولی یه چیزی که خیلی منو اذیت میکنه اینه که اون زیاد با خانوادشون صمیمی هس یعنی تو خانوادشون با عروساشون هم خیلی راحت با هم دست میدن و اون اوایل دست همو هم میبوسیدن که من بهش گفتم از این حرکت خیلی بدم میاد و قول داد دیگه اینکار رو نکنه من ندیدم که تکرار کنه ولی نمیدونم چرا خیلی حساس شدم به حدی که (محل کارش تهرانه و خانوادش شهرستان) وقتی میگه زنگ زدم خونه داداشم و احوالشون رو گرفتم میرم تو هم و ناراحت میشم:(از شوخی با عروساشون ناخواسته بشدت میرم تو هم و اون ابراز میکنه متوجه ناراحتی من نشده و این حرفش خیلی اذیتم میکنه یعنی وقتی ناراحت میشم اگه توجه نکنه بهم دیگه بشدت عصبی میشم و تا بیام اروم شم طول میکشه چندین بار هم بهش گفتم وقتی ناراحت میشم زود بیا و نذار طولانی شه ولی هر بار میگه متوجه ناراحتیت نشدم همش میگه نمیدونم واقعا برا چی ناراحت شدی و این بتر حرصمو درمیاره !!! (البته بعضی جاها حقداره من زیاد حساس شدم)جدیدا حساسیتم طوری شده که از محبتش به بچه داداشش هم اذیت میشم یکبار رو این موضوع بحث کردم باهاش میدونم من زیاد حساسم چندبار به خودم قول دادم که این حساسیت بیخود رو کنار بذارم ولی نشده و این موضوع داره منو نگران میکنه خواهش میکنم راهنماییم کنید چیکار کنم؟
یه رفتار فوق العاده بدی که دارم اینه که وقتی ازش ناراحت میشم میرم تو هم و زیاد تحویلش نمیگیرم و باهاش حرف نمیزنم دوستندارم اینطور باشم ولی نمیدونم چرا ناخواسته این رفتارا رو انجام میدم بعدش پشیمون میشم:(