تا حالا ازش پرسیدید دلیل تردید (وشاید ترسش) چیه؟
مثلا آیا ممکنه به خاطر تفاوت سایز و جثه نگران باشه؟
یا مثلا خواهر بزرگتری داشته باشه که ازدواج نکرده و بخاطر نگرانی از شرایط خواهرش، شما و خودش رو در یک بلاتکلیفی نگه داشته؟
یا مثلا ترسی داره از اینکه خانواده اش بفهمن کسی رو دوست داره؟
یا مثلا روش نمیشه به خانواده اش بگه کسی رو دوست داره؟
یا شاید هم به اون جور عشق های رمانتیکی فکر میکنه که اوجش رو در عبور از عشقش میدونه ؟ مثلا تفکر عشقهای بزرگ برای نرسیدن هستند.
یا مثلا بترسه از اینکه به هم برسید و این لحظه های شیرین دوست داشتن و ابراز علاقه های شما و خواسته شدن ها تموم بشه؟
شما قاطعانه ازش بپرسید دلیل تردیدش چیه؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)