سلام
دارم دیوونه میشم، دیگه نمیدونم چیکارکنم. تابحال بارها و بارها سر این مسئله حرف زدیم ، بحث کردیم، دعوا کردیم، پیش مشاور رفتیم اما... هربار که فکر میکنم همه چیز روبراه و آرومه متوجه میشم که خیلی خوش خیال بودم .همه چیز ادامه داره و فقط از من پنهان شده.
من و همسرم هر دو 30 ساله مهندس ،همکار و اگه از بیرون به زندگیمون نگاه کنید همه چیز خو ب و خوشبختیم. اما درواقع اینطور نیست. متاسفانه همسرم خیلی ضعیفه، خیلییییییییییییی. درمقابل ارزشهایی که از طرف مادرش براش مشخص شده خصوصاً واقعاً ضعیفه. توان مخالفت باهاشو نداره. مثل یه بچه که هرچی پدر مادر بگن براش قانون میشه.(یه تابیک در این خصوص گذاشتم "ارتباط با خانواده همسرو اطرافیان") مثل موم توی دست مادرشه و رفتارهای خوب و بد رو مستقیماً از مادرش الگو برداری میکنه. مشکل بزرگتر من هم که رابطه نامعقول اون و خالشه ریشه در انتظارات مادرش داره. بارها و بارها شده با هم صحبت کردیم ولی همین که میخواد صحبت ها رو عملی کنه مادرش وارد میشه و مدام یادآوری میکنه مثلاً میگه به خالت زنگ زدی؟ حالشو بپرس یا چه میدونم براش عکس بفرستین یا یه خبری چیزی ازش بیاره و نگرانش کنه که گفته دلتنگتم بهش زنگ بزن.
مشکل من با شکل رابطه همسرم و خالشه که از شکل معمولی یک رابطه محبت آمیز خارج شده و بیشتر شبیه معاشقه میمونه. باورتون نمیشه یعنی این خالش یه جور رفتار میکنه حال آدم بهم میخوره. مثلاً:
1. توی خانواده رابطه همسرم و خالش به عنوان یک حرکت ارزشمند بیان میشه و تعریف و تمجید شده و به عنوان دو نفر که علاقه بیش از حدی بهم داشته و بخاطر این علاقه همه میشناسنشون مدام بیان شده و با بزرگنمایی سعی دارن من رو هم مجبور به قبول این رابطه کنن.
2. روزی چند ساعت از طریق oovoo و تلفن با هم در تماس بودن. (یادم رفت بگم همسرم جدا از خانوادش و توی شهر ما زندگی میکرد و خالش هم چندین سال هست خارج از کشور هست با خانوادش)
3.همسرم رو با لفظ عشقم صدا میزنه و همیشه جملاتی مثل عشقتم، love u ,miss u so much, kiss u و انواع و اقسام جملات عاشقانه تو عشق منی عزیز دلمی ، مدام قربون صدقه هم برن
4. توی فیس بوک همسرم هر روز پیغام های عاشقانه بذاره و آهنگ های عاشقونه میذاشت. همش هم صحبت از دوری و دلتنگی و اینکه یه روزی بهت میرسم و .... هر شب هم که خواب شوهرمو میبینه!!!!!!!!!!!!! میخوام بغلت کنم، تنت رو بو کنم!!
5. خلاصه توی عشقولانه بازی هیچی از من که زن شوهرمم کم نمیاره!
بخدا این خالش روانیه، به هرکسی میگم میخنده بهش ولی نمیدونین چه درد عمیقی توی وجود منه. نمیتونم اینجوری ادامه بذم :( مثل هووی منه. شدیداً هم حسوده. اگه شوهرم یه محبتی به من کنه باید حتماً به اون هم محبت کنه و قربون صدقش بره. شب میخوایم بخوابیم sms عاشقونش میاد! بخدا با شوهرش اینجوری نیست. بخدا این ظلمه، ظلمه به منو شوهرم. آخه یه آدم عاقل تو خونوادشون نبوده بگه این چجور رفتاریه! بعض وقت ها میگم این مادرشوهرم داره از شوهرم سوء استفاده میکنه. پسرش شده راهی واسه جبران لطف های دیگران. بذون اینکه توجه کنه داره به زندگی پسرش ضربه میزنه. از شوهرم متنفر میشم وقتی میبینم به خالش هیچی نمیگه، وقتی اینقدر کوره <img src="http://www.hamdardi.net/images/smilies/grief.png" border="0" alt="" title="Grief" smilieid="150" class="inlineimg"><br>
دیگه عقلم بجایی قد نمیده، دیگه دارم دیوونه میشم هر کاری ممکنه بکنم. از کی کمک بگیرم؟ آخه چرا شوهرم نمیفهمه؟ چیکار کنم؟ اصلاً ازم نخوایین تحمل کنم. مثل این میمونه که همیشه یه هوو تو زندگیت باشه








علاقه مندی ها (Bookmarks)