به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 24

Threaded View

  1. #11
    Banned
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 آبان 92 [ 09:48]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    134
    امتیاز
    597
    سطح
    11
    Points: 597, Level: 11
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 194 در 88 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من زیاد حوصله نکردم مطالب رو بخونم بخصوص پستها ماشاالله! همه طویل هستن

    دوست عزیز بزارید تجربه خودم رو براتون شرح بدم که تغریبا مشابه شماست

    من از همون سنین کودکی کنجکاو و پرسشگر بودم و با رسیدن به سن نوجوانی که انسان به مرحله خودشناسی و جهانشناسی وارد میشه هزاران سوال برام ایجاد شده بود که هیچ پاسخ دهنده اطرافم وجود نداشت
    تنها پاسخ دهنده به اینطور سوالات معلمهای دینی و مسجد اینجور جاها بود که من طبعا فقط به همین جاها پناه بردم و دنبال جواب سوالاتم میگشتم
    تا یک مرحله ایی یکسری جواب به سوالاتم داده میشد ولی چون در اون سنین انسان رشد عقلی و منطقی نداره طبعا فقط پذیرنده مطالب میشه و من هم فقط پذیرنه بودم و تمام و کمال میشه گفت یک مومن راستین بودم
    ولی از وقتی که قدرت تجزیه و تحلیل پیدا کردم دیدن که این جوابها که به من ارائه شده خودشون باعث ایجاد سوالات جدید میشن و ایراد و اشکال درشون فراوان هست ولی وقتی از معلم دینی یا علامه مسجد سوالات جدید رو مطرح میکردی یا جوابشون این تو نمیفهمی و از این سوالات نکن و فقط معتقد باش یا از کلاس بیرون مینداختن من رو

    خلاصه میکنم که هرگز و هرگز من موارا و خدایی رو احساس نکردم و تماما برام بی معنی و پوچ جلوه میکردم این مسائل
    ولی توی اون مرحله چون هیچکس این مطالب رو به من نگفته بود و دقیقا برعکس همه از احساس و دید مسائلی حرف میزدن که برای من پوچ بود به این مرحله رسیده بودم که این منم که مشکل دارم و ایرادی درون من وجود داره
    و بعد در یک خلاء فلسفی سخت فرو رفتم چندین سال تا با ورود به محیطهای جدید و اشنایی با کتابها و نوشته هایی دیدم که اولا سوالات من فقط برای من نیست و این سوالات در ذهن خیلیها شکل گرفته و دیدم خیلیها هم جوابهای منطقی و درستی تونستن بدن و کم کم فهمیدم و دیدم که اعتقادات و احساسات من درست بوده و من هیچ مشکلی که نداشتم بلکه بسیار هم درست فکر میکردم
    بهرحال گذشت تا اینکه من به اینجا رسیدم که اگر جواب سوالاتی رو ندارم ولی حداقل میدونم کدوم جوابها پوچ و بی معنی هست جز دروغ و دکان دین فروشان چیزی نیست و جواب خیلی از سوالات رو هم دارم طبعا

    اینها رو در جواب اون دوستانی گفتم که میگن کسانی که مومن نیستن یا اتفاق ناگواری براشون افتاده و از خدا ناراحتن یا میخوان بی بندوبار باشن و میگن اعتقاد ندارن و ....
    بنده به صراحت میگم از 99.9درصد مومنین با اخلاقتر و درستکارتر هستم پس اینها دلیل نمیشه برای انگ زدن به افراد غیر معتقد و بسیار هم به عقاید و افکارم اطمینان دارم که درست هستن و افکار و این اعتقادات و افکار اکثریت که هرگز فکر نکردن و مطالب رو پذیرفتن اشتباه هست

    من اسم خودمو اتئیست نمیزارم چون فلسفه اتئیسم هم دقیقا تبدیل به یه دین شده و کلا اسم گذاری رو اعتقادات بی معنی هست از نظرم
    لزومی نداره اعتقادات خودم رو باز کنم اینجا و فقط اینها رو گفتم که هم دوستانی که بدون شناخت نظر میدن یکم فکر کنن و استارتر تاپیک هم بدونه که شرایطش برام قابل درکه

    ولی برای اثر راشومون
    من خوشبخاته یا بدبختانه خانواده بدون فشاری دارم و کلا توی مسائل ما هرگز دخالت نکردن و فشاری از هیچ سمتی وجود نداشته از این لحاظ
    موقعه ای که نماز و روزه و مسجد میرفتم فقط مادرم میگم فدات بشم چه نورانی شدی
    موقعی هم بیدین و رها شدم پدرم فقط میگفت جایی اینارو نگو نبرن بلایی سرت بیارن

    ولی شرایط بیرونی خیلی فرق داشت

    به شما میتونم اینطور توصیه کنم از تجربیات خودم که اصلا دلیلی نداره سرمسائل درونی و شخصی خودتون با کسی بحث کنید وقتی لزومی نداره
    مثلا لازم نیست شما ایرادات و اشکالات و دروغها دین رو جلوی پدر مادر چه با حرف چه رفتار بروز بدین

    مثلا مادرتون میگن روزه بگیر وگرنه باید 2ماه بجاش بگیری فقط با لبخند بگید اگر وقتش شد باشه 2ماه میگریم ولی لازم نیست ماه رمضان که خونه مادرتون هستین جلوش غذا بخورید یا بگید این مسخره بازیها چیه

    مثلا کسی نذری میده بگیرید و بخورید و بگید قبول باشه و اینو یه هدیه میشه دید و لازم نیست چیزی ابراز کنید که نشون بده اعتقادی ندارید

    به عقاید انسانها احترام نزارید بلکه به شخصیت انسانها احترام بزارید

    در کل بنظرم زیاد سخت نیست کنار اومدن با این مسائل و خوده من این مراحل رو گذروندم و چه داد وبیدادها و درگیریها که نداشتم سر این مسائل

    ولی اینو یاد گرفتم جایی که ارزش داشته باید سفت ایستاد و حتی دعوا کرد در دفاع از خودت و عقل و شعورت
    و جایی که ارزش نداره به سخره گرفت و با پوزخند گذشت و رفت تا زندگی به کام ما تلخ نشه
    ویرایش توسط Estaf : دوشنبه 21 مرداد 92 در ساعت 16:13

  2. کاربر روبرو از پست مفید Estaf تشکرکرده است .

    اثر راشومون (چهارشنبه 23 مرداد 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تفاوت اعتقادی با همسرم و مشکلاتی که ایجاد شد
    توسط anali در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: شنبه 13 تیر 94, 13:01
  2. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 11 آبان 93, 00:32
  3. تفاوت اعتقادی و فرهنگی
    توسط اسکارلت در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: یکشنبه 10 شهریور 92, 22:18
  4. تفاوت فرهنگی و اعتقادی خانواده خودم با همسرم
    توسط banoo1985 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: یکشنبه 24 اردیبهشت 91, 15:24

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.