اولین چیزی که باعث شد شما دچار این مشکل شوید این بود :
شما ارزش های زندگی خودتان را مشخص نکرده اید. اول می گویید من قصدم ازدواج است و بعد که آقا پسر می گوید من ازدواج نمی کنم و تازه کوتاه هم نمی آید به هیچ عنوان می گویید می خواهم دوست معمولی باشم. عیبی ندارد. شما در تناقض یا شاید کشمکش با افکار خود هستید. شما یا باید ازدواج را انتخاب کنید یا اینکه بپذیرید با مردان رابطه دوستی معمولی داشته باشید. اولین قدم این است که هدفتان را برای خودتان مشخص کنید و ببینید که
واقعا در زندگی چه می خواهی ازدواج و زندگی خانوادگی یا رابطه دوستی و احساسی با مردان حتی اگر تعهدی به شما ندهند و فقط تفریح یا کادو و .. باشد؟
چرا تا الان با کسی دوست نشدی و الان قبول کردی؟
آیا از زندگی گذشته خود و اینکه با کسی وارد رابطه نشدید احساس رضایت دارید؟
اگر بله چرا می خواهید این روش را تغییر دهد و اگر نه باید علت نارضایتی را پیدا کنیم.
قدم اول برای حل مشکلت این است که به درونت بروی و خواسته های واقعی خود را بشناسی. سعی کن به سوالات من با دقت پاسخ دهی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)