نقل قول نوشته اصلی توسط **سهیل ** نمایش پست ها
سلام
آقا نیما درسته که شما اون اوایل حرفاتون رو زدینو گفتین که مااینجورییم و ......

ولی این رفتارتون باش خودخواههانست!! قدر زندگیتون رو بدونید

چرا ایشون به خاطر اعتقاد شما عوض شن خوب شما عوض شین - چه اشکالی داره؟؟؟

کافیه افراطی نباشین-شما سخت نگیر به ایشونم بگین سخت نگیره تو حجاب

شما باید افتخار کنید که چنین زنی دارین - یه ذره خودتون رو جا اون بزارین الان ببینید داره چی میکشه به خاطر رفتارتون!
واقعیت رو قبول کنید-ایشون اولش گفتن مشکلی ندارن شاید نمیدونستن که وضع اینجوریه! شاید فکر میکردن میتونن باش کنار بیان ولی دیگه اینجور شده - تو مجلسا و مهمونیا ازش دفاع کنید خیلی محکم ! تا هم اون دیگه سرشو بلند کنه هم همه با حجابش کنار می یان و دیگه از مسخره و ... خبری نیست

شما مردشین شمام مثل بقیه باش رفتار کنید که به خدا میشکنه تو جوونی - اون یه اعتقادی داره که شما خوشتون نمی یاد ولی این اعتقاد و رفتارش که بد نیست!!
به خدا گناست به خاطر دیگران !!! که حتما محترم هم هستن و احترامشون واجب - خانمتون رو اذیت کنید
خب دست نداده!! همین؟؟ این رو اون آقا اصلا خودش باید رعایت میکرد بقیه ام همینجور!
بهتر رفتار شما جوری باشه که کنارتون آروم باشه و احساس امنیت مگه زندگی غیره اینه-مگه بده یه چنین خانمی مادر بچه هاتون باشه؟

من وقت مشاور گرفتم.دیگه والا حوصله ی جر و بحثم ندارم.واسه خودش داره برنامه ی عروسی میچینه با اینکه صد بار بهش گفتم فعلا با این درگیری ها نمیشه. فکر میکنه شوخی میکنم. برای چی اعتقادمو عوض کنم آقا؟ من که از اولش همینطوری بودم اونه که یهو تغییر جهت داده.
آخه به نظر شما مثلا بخوایم بریم سفر خارج من با ایشون چکار کنم اونجا؟ هیچ جا نمیاد.همه ش تو هتل بشینیم!؟ من برای عروسیم برای ماه عسل برنامه داشتم دو هفته ببرمش بالی. الان فکر میکنم بالی که سهله همین سوریه هم بدردش نمیخوره!!!
بازم تکرار میکنم اعضای خانواده ی من هرگز به زنم توهین نکردن.اصلا این حقو ندارن

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط mah naz نمایش پست ها
آقا نیما منم تقریبا دوز خیلی پایین مشکل شما رو دارم البته برعکسش من خانواده مذهبی دارم به طوریکه تو مهمونیها گاها نماز جماعت برگزار میکنن ولی شوهرم بشدت از این رفتارا بدش میاد و اگه کسی از فامیلا جایی دعوتمون کنن به یه بهانه نمیاد یا هر دو نمیریم خیلی درد بدیه کاملا درکتون میکنم ولی اگه میبینین خیلی دلزده شدین و نامزدتون هم باکره هست به نظر من و به نظر من(تاکید میکنم نظر من چون اصلا کارشناسانه نیست) ازدواج نکنین چون این طور که از خانمتون میگید شرایط ازدواجهای خیلی بهتری خواهد داشت یادتون باشه پایان تلخ بهتر از تلخیه بی پایانه! الان ازدواجتون رو شروع نکنید بهتر از اینه که یه عمر همسرتون تحقیر بشه و از زندگیش لذت نبره! البته بهتر اینه شما با این مسئله کنار بیاید و بیخیال بشین و روی خوبیهای همسرتون معطوف بشین!
عرض کردم ما رابطه داریم. تازه این مساله رو هم گذاشتم به میل خودش. گفتم اگه آمادگی نداری اصلا اشکالی نداره ولی همون شب اول گفت آمادگی دارم! من همه جوره براش ارزش قائل شدم. من که تمایلی به شروع ازدواج هم ندارم.

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط deniz90 نمایش پست ها
سلام اقا نيما اينقدر اينجا اه و واي مي كنيد انگار فقط خانمتون مقصرند. شما ايشون و انتخاب كرديد و اين حرفم كه مي گيد با حرفاي دوستاش عوض شده خيلي بي منطقه. كسي اگه جنبه و ريشه اين اعتقادات رو نداشته باشه كسي نمي تونه مجبورش كنه. چون اون موقع تاثير شما به طبع بيشتر از دوستاش مي تونست باشه. پس اين اعتقاد ايشون هست و شمام يا بايد انتخاب نمي كرديد يام بايد احترام بزاريد به عقايدشون. بحث اعقاد تو زندگي شوخي بردار نيست كه آدما چشم بسته و به اميد اينكه طرف رو تغيير ميده وارد زندگي شه.
فکر کنم حداقل ده بار گفتم که تمام اعتقاداتمو کاملا صریح باهاش در میون گذاشتم و ایشون اون موقع اصلا این مدلی نبود.به هیچ وجه فکر نمی کردم تغییر کنه به این شدت!!!انمیدونم شما چرا نوشتین که من قصد داشتم شخصیت پیش از ازدواج ایشونو تغییر بدم!!!