به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 106

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 17 بهمن 93 [ 13:32]
    تاریخ عضویت
    1392-3-11
    نوشته ها
    37
    امتیاز
    1,786
    سطح
    24
    Points: 1,786, Level: 24
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    20

    تشکرشده 14 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام مجدد
    من به جز اینجاو شما کسی رو برای مشورت و راهنمایی ندارم پس خواهشا ازم خسته نشید و کمکم کنین
    من حرفهای شما رو منتقل کردم به مادرم،مادرم هم دیشب اومده بود کنار پدرم بخوابه،اما پدرم عصبانیه و بهش می گه تا الان هرجا می خوابیدی برو همونجا،خیلی شاکیه که چرا در اتاق رو قفل می کنند ،و می یاد جدا توی هال میخوابه به مادرم می گه تو اینقدر از من به دخترت بد گفتی که اون در رو قفل می کنه چرا باید درو قفل کنه،خلاصه مادرم می گفت من هم خودمو زدم به نشنیدن و جوابی ندادم،اما پدرم خیلی طلبکارانه و عصبانی رفتار می کنه ،الان مساله اش قفل شدن در اتاقه ، جدا دیگه کلافه شدم. نمی دونم تو اون کله مریضش چی می گذره ،می خواستم امروز به مادرم بگم که نباید در برابر حرفش سکوت می کرد و بهش می گفت:
    تو یا واقعا نفهمی یا خودتو زدی به نفهمی . واقعا نمی دونی چرا در اتاق رو قفل میکنه؟واقعا درک نمی کنی؟چرا زندگی رو به همه جهنم می کنی؟مشکلت چیه؟حداقل حرف بزن شاید بتونیم کاری کنیم.بگه این بچه از تو می ترسه. مدام غمگینه و گاه و بی گاه گریه می کنه.آخه تو چه جور پدری هستی؟مگه ما کم مصیبت و مشکل داریم که باز هم بهش اضافه می کنی.واسه یه بارم شده حرفتو رک و پوست کنده بگو ببینم مشکلت چیه؟
    اما نگفتم گفتم اول با شما مشورت کنم ببینم گفتن این حرفها درسته یا نه؟آخه سکوت که مشکلی رو حل نمی کنه.پدر من که پسر 15 ساله نیست که 60 سالشه.
    به خدا دیگه خسته شدم.پدرای مردم رو که می بینم غمم صد برابر میشه.این همه کار واسه بچه هاشون می کنند.نمی دونم چی به ما داده که حالا ازمون پس می خواد.فکر کنم خودم هم به روانشناس نیاز دارم.تمام استخونام درد می کنه.همش می ترسم یه بلایی سرم بیاد
    حالا به نظر شما این حرفا رو بگم مادرم بهش بگه؟

  2. کاربر روبرو از پست مفید رویای آرامش تشکرکرده است .

    شیدا. (یکشنبه 26 خرداد 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: پنجشنبه 05 تیر 93, 07:33
  2. تصور می کنم شایدهمسرم من را نمیخواهد( آیا ممکنه اینطور باشه ؟)
    توسط نفس65 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 35
    آخرين نوشته: یکشنبه 25 اسفند 92, 10:52
  3. همسرم با اونی که تصور میکردم خیلی فرق داره....
    توسط آسمونی ها در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: شنبه 07 دی 92, 19:33
  4. تصورات غلط در ابتدای آشنایی و زندگی
    توسط lord.hamed در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 23 اردیبهشت 88, 15:14
  5. تصورات غلط در ابتدای آشنایی
    توسط erfan25 در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 08 مهر 87, 12:13

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:59 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.