معصوم جان چون میدونستم گفتن مشکلات،به دختر مهربون حس ضعیف بودن میده (همونطور که توی نقل قول بعدیش اورد) نمیخواستم با این تعجبها این احساس ضعفش بیشتر بشه و از ادامه تاپیکش منصرف بشه.
مطمئناً حرفت از روی دلسوزی بوده.اگه ناخواسته باعث شدم برنجی متاسفم.
من فکر میکنم تا جایی که ممکنه و میشه باید سعی کنیم استقلال خودمونو حفظ کنیم.به خصوص با شرایط خاصی که بعضی از ما داریم هرچقدر کلید کارها و احساساتمون (شادی و غم) کمتر دست دیگران باشه،کمتر احتمالش هست از طرف اونا (خواسته یا ناخواسته) آسیب ببینیم.حرف خودتون رو تفسیر کنید؟؟؟؟
دختر مهربون این حس رو دقیقاً من داشتم.
فکر کنم مشکل از گلومونه که گذاشتیم بره تو مشتشون.
**جدای از این حرفها،امیدوارم ناراحتت نکرده باشم و بازم تو تالار ببینمت.:)
موفق باشی








علاقه مندی ها (Bookmarks)