به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 35

Threaded View

  1. #17
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array
    دوستان عزیز همینکه یه نفر خصوصاً عضو شناخته شده تالار انقد شهامت میکنه که بیاد از مشکلش بگه کافیه.فکر نکنید خیلی راحته آدم بیاد اینجا از درد و رنجش بنویسه پس لطفاً سرزنش و تعجب کردن رو بذارید کنار.

    به نظر من همینکه دختر مهربون اومد و اینجا نوشت و کمی آروم شد خیلی خوبه.
    خواهشاً یه کاری نکنید عطای درد دل رو به لقاش ببخشه.

    من اصلا فکرشم نمی کردم شما حتی به این چیز فکر کنی!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    معصوم جان فکر کن.این اصلاً بد نیست..سختیای زندگی من و تو و دختر مهربون نداره.خواهشاً احساس ضعف و گناه تلقین نکنید.

    انگار بابام گلوم رو تو مشتش نگه داشته. هر چیزی ممکنه باعث بشه هوس کنه که نذاره من نفس بکشم. چقدر این موقعیت قابل تحمله واسه آدم!
    دختر مهربون این حس رو دقیقاً من داشتم.
    فکر کنم مشکل از گلومونه که گذاشتیم بره تو مشتشون.

    هنوز خوشحالیم از راضی شدن بابام تموم نشده بود که یه مسئله دیگه، باعث شده که بابام بگه اصلاً دیگه هیچ کس رو راه نمیدم اینا هم برن پی کارشون. مسئله ای که به خواستگار من و من مربوط نیست.
    عزیزم شما بهشون نگید برن پی کارشون.یه مدت صبر کنید.به خواستگارت بگو یه کم صبر کنه و اقدامی نکنه.

    تو هم انگار نه انگار...به روی خودت نیار.یا به پدرت محبت کن تا دلش نرم شه.یا یه کم باش سرد باش تا بفهمه دلخوری.و خودش پیشقدم بشه تا بیاد طرفت.

    میدونم این شل کن،سفت کن پدرت خیلی برات سخته.اما تو باید یاد بگیری از خودت محافظت کنی.و کاراتو پیش ببری.

    میدونم وقتی عصبانیت بابات یهو همه برنامه هاتو از بین میبره چه حالی میشی.اما صبر و رها کردن صورت مسئله ها چاره ی توئه.راه حلی که فرشته مهربان به من داد.هنوزم برای چندمین بار وقتی میخونم اشکم در میاد.

    دختر مهربون عزیز،اعتقاد و توکل به خدا حرف زبونمون هست.اما باور قلبیمون هنوز نشده.هنوز نتونستیم همه چی رو رها کنیم.چون هنوز اونطور که باید بهش اعتماد نکردیم.میدونم وسط مشکلات رها کردن و اعتماد کردن به خدا سخته.ولی راه چاره و راه آرامش همینه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان نمایش پست ها


    تو از دردهات بهش میگی
    . از ترسهات ، و ..... و او به تو میگه به من اعتماد داری ؟ منو به عنوان

    قادر قبول داری ؟ می دانی که هرچه اراده کنم می شود ؟

    و اگر تو این باورها را داشته باشی و لبیک بگی ، میگه پس به من بسپار و نگران نباش ،
    تو فقط مواظب باش از این به بعد راه را درست بری . آگاهی و

    شناختت را برای شناخت درست بالا ببر تا بدانی درست کدام هست . من کمکت می کنم . وسیله سر راهت قرار میدهم تا تو راه درست را بری و
    بقیه را

    بسپار به من و نگران نباش .



    رها شو و خودت را بسپار به دستان توانای خدا و مدتی از هرچه دغدغه هست

    آزاد شو . به خدا اعتماد کن و فقط به یک چیز فکر کن . بهار در جاده صحت و سلامت .... یعنی فقط به اینکه از این روز به بعد مراقب خودت باشی که درست فکر کنی .

    درست حرف بزنی ، درست رفتار کنی . درست ببینی و ... مصمم باشی که هیچ چیز ترا در این راه متزلزل نکند .


    چیزی نمی گذرد که خواهی دید در درون و برون گره ها باز می شود و راه روشن می شود و آنچه باورت نمیشه و از جایی که انظار نداری به سویت روانه می شود .

    بها باور کن و برای آنکه باور کنی عمیق ببین اما ساده و روان و با معنا و محتوا


    سلامت ، شادکامی و موفقیتت را آرزومندم


    .

    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان نمایش پست ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان نمایش پست ها

    بهار عزیزم

    به اینکه چقدر راه در پیش داری تا پیش او ، چقدر طول می کشد تا بهش نزدیک بشی و .... فکر نکن . این را یقین بدان او سراغ تو می آید .

    البته باید بگم آمده . یعنی او همیشه به ما نزدیک است و حال ما را می نگرد و مرتب هم ما رامیخواند به سوی خودش .

    ما غافلیم . ما حواسمان پرت شده ،

    یا پرت آنچه داریم یا پرت آنچه نداریم ، آن یکی به خرکیفی و این یکی به حسرت .....

    یا مشغول سرخوشیهایمان هستیم یا مغموم ناخوشیها و البته اغلب ناخوشیهای خود ساخته ،

    یا حسرت دیروز از دست رفته را داریم یا ترس فردای نامده را .....

    خلاصه حواسمان به خیلی چیزها پرت و مشغول است و او را نمی بینیم که مرتب می گوید :


    « بنده من ، همه چیز را برای تو خلق کردم و تو را برای خودم »


    و افسوس که این اشتغالات از این اوج ندای عاشقانه غافلمان می کند .

    دقت کن چه می گوید :
    همه را برای تو خلق کردم و تو را برای خودم . خداوکیلی پسری به دختری ، شوهری به همسری بگوید تو مال منی ،

    مال خودمی ، چه حالی می شود ؟؟؟؟؟

    و این کلام عین کلام خودش هست یعنی
    « حدیث قدسی» هست و حرف من نیست . او که هستی مطلق است و همه هستی در یدقدرت

    اوست وقتی بگوید تومال منی ، باید چه حالی بشویم خوبه ؟؟؟

    وقتی شوهری به زنی یا پسری به دختری چنین بگوید ، (تازه آنها که داشته هاشون هم محدود هست ) ،اون زن و دختر دوست دارند هرکاری

    از دستشون بربیاد برای خشنودی طرفشون بکنند ، حالا اگر خدا را باور کنیم و یقین داشته باشیم این کلام عین حقیقت از سوی اوست ،

    چه ها که نخواهیم کرد :



    آن کس که ترا شناخت جان را چه کند

    فرزند و عیال و خان و مان را چه کند


    دیوانه اش کنی هردو جهانش بخشی

    دیوانه تو هـــردو جهـــان راچـــه کند




    فقط باور می خواهد و اعتماد . بهارم عمق این کلامش را به تحربه در زندگی دریافته ام . وقتی دیدم فقط کافیه در راهی که ترسیم کرده ،

    باشیم و مراقب باشیم که از خط خارج نشویم ، چون همه طبیعت و هرچه در عالم هست کمر به خدمت بسته اند تا کارها روبراه شود و دیرو زود دارد و سوخت و سوز ندارد و اگر در مسیرش باشیم از این سرویس دهی برخوردار می شویم ، گاه با جلوه هایی معجزه وار ، حتی در روند

    و تأخیرش هم حکمتهاست و فقط صبری از روی باور و اعتماد می طلبد که در واقع همان توکل می شود

    بهار گلم !

    اگر همه وجود ما شهود مهربانیهایش کند بازهم عمق و وسعت مهربانی و لطف خدا به درک ما نمی رسد اما از خودش میخواهم که در همین

    محدوده درک چنان کام دلت را شیرین به چشیدن شهد مهر و لطفت کند که متحیر شوی و سر از پا نشناسی

    بیت زیر که گویای همین حال است مصرعی از غزلی برای او است ، وقتی که در دشواریها چنان مهر او را می دیدم که دیگر دشواری معنی نداشت

    و اکنون تقدیم تو می کنم :


    مستی عشقم چو آید درد نشناســم
    همنشین با گل و بی باک از غم خارم



    بهترینا رو برات آرزو دارم.

    موفق باشی
    ویرایش توسط بهار.زندگی : جمعه 20 اردیبهشت 92 در ساعت 13:27

  2. 16 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    asemani (جمعه 20 اردیبهشت 92), bahar.shadi (جمعه 20 اردیبهشت 92), barani (جمعه 20 اردیبهشت 92), hadieh (جمعه 20 اردیبهشت 92), reihane_b (جمعه 20 اردیبهشت 92), taraneh89 (جمعه 20 اردیبهشت 92), فکور (جمعه 20 اردیبهشت 92), کامران (جمعه 20 اردیبهشت 92), ویدا@ (شنبه 21 اردیبهشت 92), مسافر زمان (یکشنبه 22 اردیبهشت 92), مصباح الهدی (جمعه 20 اردیبهشت 92), آویژه (جمعه 20 اردیبهشت 92), دختر مهربون (جمعه 20 اردیبهشت 92), راحیل خانوم (جمعه 20 اردیبهشت 92), سارا بانو (شنبه 21 اردیبهشت 92), شیدا. (شنبه 21 اردیبهشت 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نمیتونم از حق خودم دفاع کنم.
    توسط Pooh در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 خرداد 94, 00:32
  2. چه طوری میتونم بخشی از حافظه مو پاک کنم
    توسط ribbon در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: چهارشنبه 03 مهر 92, 17:59
  3. نه میتونم ادامه بدم نه جدا بشم
    توسط sheidajojo در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: چهارشنبه 16 مرداد 92, 10:57
  4. با خانواده افسرده ام چه کار میتونم کنم؟
    توسط pardis 1995 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: شنبه 15 مهر 91, 05:48
  5. هرچی به شوهرم میگم میگه نمیتونم!خوب منم نمیتونم چیکار کنیم؟؟؟؟؟؟
    توسط matra در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: شنبه 29 بهمن 90, 22:27

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:45 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.