به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 398

Threaded View

  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 17 مرداد 05 [ 23:19]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,286
    امتیاز
    26,032
    سطح
    96
    Points: 26,032, Level: 96
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 318
    Overall activity: 65.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    3,681

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    226
    Array
    نوشته اصلی توسط فکور
    من سعی کردم با آرامش جواب بدم

    چرا مجبور بودی سعی کنی تا آرامشت حفظ بشه؟ چون ذهن سطحیت شلوغ شده بود.

    گفتم البته هزینه اش رو حساب کنید مشکل نداره برام.

    تو اون شلوغی و به هم ریختگی ذهن سطحیت، نتونستی موقعیت رو درست تشخیص بدی و جوابی که دادی به هزینه اشاره داشت، درحالیکه بحث این چیزا نبود!

    با همون حالت بد اخلاقی گفت بحث این چیزا نیست

    خیلی خودم رو کنترل کردم که ادامه ندادم

    خب کار درستی کردی! در اون شرایط چاره دیگه ای هم نداشتی!

    (چون خیلی عصبانی شده بودم و دیگه نمیتونستم برخورد عادی داشته باشم

    چرا اینطور شده بودی؟ چند تا از دلایلش رو پایین آوردی/

    و اون آقا همسن پدرم هست احساس کردم خیلی ناراحت میشم اگه کسی با پدرم تند برخورد کنه و سعی کردم ادامه ندم) متاسفانه آشنامون هم هست خیلی سخته بهش بگیم از این به بعد نیا!

    چرا سروکله ی سن اون آقا و مقایسش با سن پدرت، و اینکه چه حسی نسبت به پدرت داری و چه حسی پیدا می کردی اگه یکی با پدرت تند برخورد کنه و اینکه اون آشناست و چه سختی هایی برای رد کردنش ممکنه رخ بدن وسط اون بحث پیدا شد؟

    خب چون اونا از قبل هم اون وسط بودن!! فقط تو درست نمی دیدیشون...

    به قول بهار ذهن هامون مثل کتابخونه هاییه که کتاباش رو سر هم ریختن و هیچ نظمی ندارن.

    اونقدر ذهن سطحیمون شلوغه که یکی یه سنگ کوچیک پرت کنه، طوفان میشه!

    ولی تا شب تو ذهنم سناریو داشتم که در آینده چه کار کنم چون اصولا خیلی زوره کسی که قرار بوده در خدمت شما باشه تازه حالت طلبکارها رو داشته باشه

    فکور جان این سناریوها هرچند الان به کار نیومدن، اما پس فردا وسط صحبت با مادرشوهرت (مثلا) یه دفعه پرت می شن وسط و چه کارا که نمی کنن!!

    اول سلام میشل جان

    خوب در رابطه با پست بالا چند تا سوال دارم

    1- جواب درست تو اون موقعیت چی بوده؟یعنی یه آدم با ذهن خلوت تو اون موقعیت چه حرفی میزنه؟

    2- اگه جوابت اونی هست که همسرم گفته متاسفانه من توان گفتن جملاتی که توش مستقیما کسی برنجه هرچند اون حرف حق باشه رو ندارم

    3- یکی از افراد خانواده همسرم کنترل احساس و هیجان اصلا نداره اگه کسی ناراحتش کنه به مادر برادر و ... فورا میگه (و البته به خود شخص به ندرت میگه) خوب بعدش هم تخلیه شده و میتونه عادی برخورد کنه و تو ذهنش درگیری ایجاد نشه گاهی وقتا میگم خوبه آدم اینجوری باشه دیگه زجر نمیکشه! به نظرت درسته؟

    خوب بگذریم از این بحث
    4- از بچه خوشت میاد؟
    5- اگه جواب مثبته دختر یا پسر؟
    6-یه اسم قشنگ برای یه بچه پسر سراغ داری؟ لطفا فارسی باشه
    7- به نظرت من و همسرم که بارها امکان مهاجرت داشتیم و نرفتیم (به خاطر موقعیت تحصیلی من و موقعیت شغلی همسرم موقعیت چند بار پیش اومد و ما مقاومت کردیم) و البته هنوز هم موقعیت داریم کار اشتباهی میکنیم نمیریم؟ بریم یا بمونیم؟
    8- اگه الان 100-200 میلیون پول داشتی میرفتی خونه بخری یا صبر میکردی تا وضعیت بازار و اقتصاد روندش معلوم بشه؟

    فعلا کافیه این دفعه سعی کردم زیاد اذیت نشی

    تا بعد
    پرواز کن آنگونه که می خواهی
    وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند

  2. 2 کاربر از پست مفید فکور تشکرکرده اند .

    taraneh89 (چهارشنبه 18 اردیبهشت 92), میشل (جمعه 20 اردیبهشت 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:59 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.