قبل از این که مشکلمو اینجا مطرح کنم همیشه فک می کردم بزرگترین اشتباه و و گناه دنیا رو انجام دام و با این کار هم زندگی خودم هم زندگی اونو نابود کردم اما حالا حد اقل خوشحالم کسایی هستن که مثه من هستن وفک می کنن از مشاور عزیز ممنونم من حتما به یک مشاور قبل از ازدواج مراجعه می کنم اینو هم به خوذم هم به شما قول می دم اما همونطور که گفتید انسانها منحصر به فردند شاید عیار ها ورویا های من و یا سارا یا رویا نتونه با کسایی بزرگتر از خودمون هماهنگ شه مشگل اینجا از طرز تفکر مردمه کاش ادما به هم فرصت می دادن که بتونن اونجوری که دوست دارن زندگی کنن نه از روی اجبار مشاور عزیز اره زندگی اول من فقط از روی منطق بود حتی زمان جدایی هیچ کس دلیل این که ما نمی تونیم کنار هم باشیم رو نفهمید گاهی همه پارامتر ها از لحاظ منطق جور در می یاد اما از لحاظ روحی نه من چون هزاران بار برای جدایی از شوهر سابقم سرزنش شدم دیگه نمی خوام این اتفاق در انتخاب شریک زندگی جدیدم بیافته اما بعضی از ادما نیمی از وجودشون احساسه بعضی همه وجودشون و بعضی ها هم بخش کمی از اون احساسه و اینه که ادما رو از هم متمایز می کنم من هم برای رویا هم برای سارا ارزو می کنم که بهترین تصمیم رو بگیرن در ضمن یه سوال من به این اقا پیشنهاد یه زندگی موقت رو دادم که اگر واقعا ماها ویا سالهای بعد هم مثل الان تونستیم کنار هم باشیم اونوقت یه زندگی کامل و دائمی رو شروع کنیم نظر شما چیه ایا این کار می تونه کمک کنه که راه درست رو انتخاب کنم؟ بازم ممنون از توجه شما !








علاقه مندی ها (Bookmarks)