آدم اگه ناخواسته باعث سردرد بشه هیچی از دوستیش تو دل اطرافیانش کم نمیشه...ولی اگه خواسته دیگران رو اذیت کنی یعنی دوستشون نداری پس شما هم لیاقت دوست داشتن اونارو نداری(منظورم هممونه نه شخص شما)این اصن قانون زندگیه که یکی بره اون یکی عزیزه ...پدر و مادر بچه شون براشون عزیزه و بلعکس...بچه های این تالار و همه کسایی که میگی ب ما لطف دارن..(این نشون از عزیز بودن من نیست!)...وقتی براشون عزیزم که باعث سر دردشون نشمو... معیار های عزیز بودن چیه!؟.....
عزیز بودن معیارای متفاوتی داری برای اشخاص مختلف داره! ولی هر آدمی قابل دوست داشتن هست حتی فقط برای چند نفر...
خیلی از راه هایی که شما رو به آرامش میرسونه راه های منم هست!!آرامش با این چیزا ب دست نمییاد...نمیدونم منظورتون از آرامش چیه! ولی آرامش ی که من بهش فک میکنه هیچ جوره راه نداره! آرامش م روییای و فانتزی نیست همونیه که صفحه 6 تو پست 57 گفتم..آرامش من وقتی مییاد که بفهمم هیچکی هیچکی رو تحقیر نمیکنه..این که بدونم زنده بودنم ب درد ه کسی میخوره یا نه! یعنی میتونم بره کسی کاری کنم یانه...
ولی هیچوقت اون روزی نمیرسه که شما منتظرش هستی که کسی کسی رو تحقیر نکنه.شما داری خودت همین کارو میکنی(تو پست های دیگه تون متوجه شدم) شمایی که آرامشت با این حس میاد چه برسه به بقیه...
ولی منم خیلی برام مهمه که بدونم زنده بودنم به درد کسی میخوره یانه...براهمین بجای اینکه خیال خودمو راحت کنم و دست رو درست بذارم بگم نه وبعدشم خودکشی...دارم میرم به دنبال اینکه به درد این دنیا ومردمش بخورم.شما نشستی ومیگی زنده بودنم به چه درد میخوره،خب حتما به درد میخورده ه الان زنده ای دیگه.
اصلا 4تا نون برای پدر مادرت که میخری یعنی زنده بودنت به درد میخوره.همه که نمیتونن موسسه خیریه بزنن یا پزشک بشن یا یه جیزی خارق العاده ای اختراع کنن تا معلوم بشه که مفیدن برا جامعه.
ما میتونیم خیلی تاثیر گذار باشیم.حتی با یه فکر ساده با یه حرف ساده بایه لبخند ساده با یه همدردی کردن،اگه کاسبی باگرونفروشی نکردن،اگه کارمندی با درست انجام دادن وظیفه ت ،اصلا اگه باوجدان زندگی کنیم یعنی شاهکار کردیم








علاقه مندی ها (Bookmarks)