نقل قول نوشته اصلی توسط سنجاب بازیگوش
سلام اقای میلاد .. ماشالا این قدر پراکنده نوشتین که اصلا متوجه مشکل اصلیتون نشدم

پس اگر اشتباه چیزی گفتم به بزرگواریتون ببخشید ..

چیزایی که گفتین به من القا کرد همسرتون کمی رفتار بچهگانه و ناپخته دارن و نمیدونن که صبر

یه مرد هم اندازه ای داره .. هم نیاز به محبت دارن هم از این محبت زده شدن

قهر نکنید ولی هم به خودتون و هم به همسرتون کمی فرصت بدین مثلا تماس غیر ضروری نگیرید

والبته جوری هم نباشه که باعث لج بازی بیشتر بشه ( حس میکنم محبتتونو میخواد ، ولی

در صورتی که از این محبت زده شده ) عصبیه چون نمیدونه چی میخواد ؛ اگر پیام یا تماس گرفتن

با محبت و این که توجه کامل بهت دارم جوابشونو بدین ولی زیادم سراغ نگیرید .. اگه مشکلتونم

حل نشد حتما کمک تخصصی بگیرید تا زندگیتون سامان پیدا کنه

همسرتون چند سالشونه ؟؟

چند تا بچن و ایشون چندمیه ؟؟! ببخشید اگر سوالام تکراریه نشد پستارو کامل بخونم
سلام
ممنون از وقتی که گذاشتین
همسرم 21 و من 25 ساله هستم
اره رفتارش بچگانست و لجبازه ... محبتمو میخواد و زده شده
اینا همه تا حدی درسته ولی منم محبتشو میخوام ولی نیست... ینی هست ولی هر موقع خودش بخواد.. میخاد تعیین کنه که هر وقت من میگم رابطه جنسی باشه هر وقت من میگم نباشه.. حتی حاضره ماه ها رابطه جنسیش رو قطع کنه به دلیل اینکه میگه نمیخوام بیش از این علاقه من بشی بهم . بهش میگم پس نیاز جنسی چی .. میگه مگه واسه این نیاز ازدواج کردی ؟ فک میکنه من واسه نیازم اونو میخام !!
خستم کرده متاسفانه رفتارای منم بوی خستگی و دلزدگی میده.. خودشم فهمیده..
هر چی میگم تکلیف این زندگیو روشن کن نظرش اینه که من دارم ادامه میدم ولی همینطوری ... ( منظورش یه ارتباط مث خواهر و برادره و یا دو تا دوست ) نه دستمو میگیره نه چیزی ولی وقتی خودش نیاز داره التماس میکنه ... ولی من حق ندارم از نیازم بگم چون میشم پررو...
اگه من درخواستشو رد کنم بدترین ادم روی زمینم ولی اون به راحتی درخواستای منو رد میکنه و بعدم با قیافه حق به جانبش میگه تو خودت منو اینطوری قبول کردی میدونستی اینطوریم.. همینیه که هست .. من همینم... اخلاقم همینه.. رفتارمم همینه .
اصلا منو قبول نداره به عنوان شوهرش.. از طرفی هم رهام نمیکنه...
با دست پس میزنه با پا پیش میکشه...