[quote=بهار.زندگی]
[color=#0000CD][font=Tahoma]سلام دوست عزیز
خودت خسته نشدی از این همه کتک زدن؟یه جمله ای میگم بهت بر نخوره اما حتی حیوونا هم همسرشونو نمیزنن.خودت ببین پس چه کار غیراخلاقیه؟!
ممنون از اين همه راهنمايى .... ما همه انسانيم و فقط از انسان اين همه ظلم و جنايت بر مىياد.....
درسته همه چيزايى که گفتين درسته....
اما چند سال دست روش بلند نکردم از وقتى فهميدم چى خوبه و چى بد...
ميدونم اون نميتونه منو ببخشه....
ميدونم به آخر خط رسيدم...
ميدونستم راهى جز اين نيست کمى شک داشتم صحبت هاى شما هم فکر منو تصديق ميکنه....
خيلى ديره محبتى بين ما نمونده که آبيارى و رسيدگى بشه....
اين خاطره هاى بد هيچ وقت پاک شدنى نيست....
ولى لااقل شما منو متهم به خيانت نميکردى که هيچ وقت نکردم...
فيلم ياد هندستون نکرده.... من با هيچ زن و دختر ديگه اى قادر به زندگى نيستم..فقط ميخوام
آرامش باشه براى همسرم ... دخترم .... و خودم... فقط آرامش... زندگى آروم
چندين بار نوشته هاتون رو خوندم همش درسته...
با هر بار خوندن بيشتر از خودم بدم اومد....
حق با شماست آنچه کاشتم درو کردم... الان چه بايد بکنم...
جدا بشيم....؟!
آيا اميدى هست !؟
يا جدايى بهترين انتخاب هست...!؟
من پستم ميدونم... اما ميشه اين همه خرابى رو ساخت...
واقعيت رو بگين... از اين همه سال خجالت ميکشم... اگر نميشه نميخوام اذيت بشن دوباره...
آيا اين زندگى که حال ويرانه شده ميشه خوب بشه ؟ ميشه آباد بشه...آره درسته هر چى کاشتم برداشت کردم
کاش يه نفر اينو زودتر به من ميگفت...
اما حال ديره نه؟ خيلى دير شده نه!؟
ت !؟









علاقه مندی ها (Bookmarks)