سلام صدف جان .واقعا متاثرشدم ازوضعيتي كه الان توش هستي.ميدونم چي ميگي واقعا خيلي سخته ازطرفي اذييتي ونمي توني ادامه بدي وازطرفي بخاي جدابشي نمي توني چون تو براي فراهم كردن اين زندگي واين ازدواج خيلي ازخود مايه گذاشتي . <strike>اما بدون زندگي بدون آرامش يعني مرگ تدريجي .انسان تنها زندگي كنه اما باكسي زندگي نكنه كه قدرشو نميدونه كسي كه لياقتشو نداره .تو باچيزهايي ك نوشتي يه لقمه گنده تر ازدهنه اين پسرهستي اما اون اينقدر پر رو .بي انصافه كه قدراينها رو ندونست هيچي دور هم برداشته بخدا همچين آدمهايي رونبايد كنارشون موند اون فكرميكنه توبدون اون نمي توني زندگي كني اما به اون نشون بده كه اون بدون توهيچ بود والان هرچي داره ازصدقه سرتو وخانواده ات بود.صدف جان دختردايي منم دقيقا مشكل تورو داره والان پيشم بودو وقتي خوند گفت كه بهش بگو تركش كنه ولحظه اي درنگ نكنه چون مرگ يكبار شيون يكبار.اون هم ميخاد طلاق بگيره چون شوهرشم يه پسردهاتي هست كه سرش دور برداشته ودختر دايي ام كارمند شركت نفته ودريه خانواده سطح بالا بزرگ شده .بازم عاشق ميشه وهمين بلايي ك سرتون اومده هم سرش مياد اما اون الان طلاق ميگيره .
</strike>
ویرایش مدیر همدردی:
لطفا اگر تمایل دارید راهنمایی به مراجعی بدهید حتما تاپیک آفت های مشاوره را مطالعه فرمایید. یک زندگی بسیار پیچیده تر از اینست که چند خط بخوانید و صریحا به فرد بگویید طلاق بگیر.









علاقه مندی ها (Bookmarks)