به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 61

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 07 دی 91 [ 12:54]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    271
    سطح
    5
    Points: 271, Level: 5
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 29
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 99 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: ارتباط همسرم با یک مرد دیگر

    سلام عزیزان
    از همه دوستانی که زحمت کشیدند ممنونم. مطابق راهنمایی های مدیر همدردی عزیز، دیشب بعد از یک مقدمه چینی بسیار طولانی موضوع را با همسرم مطرح کردم . ایشون اول شدیدا شوکه شد و بعد هم شروع کرد به گریه کردن و من هر کار کردم نتونستم آرومش کنم. تقریبا 2 ساعت گریه کرد. بهش گفتم بیا راست و حسینی بشینیم این مشکلو حل کنیم ما که زندگی خوبی داریم . حیف نیست به خاطر یه مسئله کوچک (عمدا گفتم کوچک) زندگیمون خراب شه؟ گفت تو راجع به من اشتباه می کنی و من اونطوری نیستم و .... گفتم من می دونم تو اهل این حرفها نیستی اما به منم حق بده با دیدن این اس ام اس ها یه ذره شک کنم بهت. آخه من خیلی دوستت دارم و تحمل این جور مسائل رو ندارم. گفت من از اعتماد تو سوء استفاده کردم. میدونستم بهم اعتماد داری برای همین نگران هیچی نبودم. باور کن هیچی بین ما نبوده. گفتم باور می کنم (این جمله ام خیلی آرومش کرد) اما بلاخره اون اس ام اس یه قضیه ای داشته دیگه؟ گفت هفته پیش یه مریض (خانم) داشتم که با برادرش اومده بود و فرداش برادرش تماس گرفت (ما یک خط اعتباری داریم که شماره اش رو کارت ویزیتمون هست برای اینکه اگر بیمار بعد از مطب مشکلی داشت زنگ بزنه –فهمیدم اینکار اشتباهه-) که خواهرم دندونش مشکل داره و ... . ظاهرا گفته که من به شما علاقه دارم و شما همونی که من یه عمره دنبالشم و..... همسرم میگه منم بدم نیومد یه مدتی بزارمش سرکار. (موقع گفتن اینها همسرم بغض کرده بود و حالتی از ترس تو چهره اش بود) از اون روز هر روز یکی دو ساعتی با هم حرف میزدند پرسیدم راجع به چی حرف می زدید. گفت به من گفت ما هم سنیم بهتر همو درک می کنیم. درد دل کنیم. همسرم میگه من از اینکه میدیدم به این راحتی یه مرد 30 ساله را سرکار گذاشتم خوشحال بودم (نمی دونم اما این شاید همون هیجانی باشه که بعضی دوستان گفتند) همسرم می گفت حتی باهاش قرار مدار ازدواج گذاشتیم . یعنی اول از من طلاق بگیره بعد با اون ازدواج کنه. (این جمله رو که گفت دوباره گریه و به خدا من منظوری نداشتم و شیطون گولم زد و ....) من اینجاها خیلی سعی کردم خودمو کنترل کنم . (کسی که تو این شرایط نباشه نمی فهمه که واقعا خیلی خیلی مشکله)
    همسرم میگه من احساس می کردم اونقدر بچه است که من مثل مادرشم. میگه من ذره ای بهش احساس نداشتم. فقط سرکار گذاشته بودمش برام یه تفریح شده بود. گفتم آخرش چی؟ چه جوری می خواستی تمومش کنی؟ گفت من هیچ وقت به اینکه چطوری باید تمومش کنم فکر نکردم. گفتم سیم کارت رو بده به من . من می دونم چطوری باید تمومش کنم. گفت منو می بخشی یا می خوای به پدر و مادرمم بگی؟ (خودمو زدم به نفهمی) گفتم چیو بگم؟ گفت همین حماقتی که کردم (دقیقا همین جمله رو گفت) گفتم هرچی بوده بین خودمون میمونه. قرار نیست اشتباهای زندگی مون را تو در و همسایه جار بزنیم. می دونی که اگر پدر و مادرت بفهمند یه وقت برادرات بفهمن خیلی بد میشه برامون؟ ما قراره تا آخر عمر با اینا زندگی کنیم. خدا که خداست وقتی بنده اش بگه اشتباه کردم نفهمیدم دیگه پی اش رو نمی گیره . من آبروی زنم رو پیش فامیل بریزم که چی بشه؟ آبروی تو عین آبروی منه. مگه ما زن و شوهر نیستیم؟
    ساعت نزدیک 5 صبح بود بهش گفتم الان بخوابیم فردا این مسئله رو تموم می کنیم.
    نمی دونم چطوری تمومش کنم؟ ازش قول بگیرم؟ به اندازه کافی پشیمون هست. درسته بیشتر از این بشکنمش؟ کلا بیخیال قضیه بشم؟ کمکم کنید. مدیر همدردی عزیز لطفا به من سر بزنید.

  2. 27 کاربر از پست مفید kazem55 تشکرکرده اند .

    shb4924 (جمعه 08 دی 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:23 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.