این مطلبو برای فرشته مهربان و همه دوستانی که میگن روی خودت کار کن میگم:
اولا که مشاوره رفتیم.
دوما که امروز باز هم پیش دو تا مشاور خوب رفتم و با هر دو صحبت کردم و همه شرایط رو کاملا بهش گفتم.
هر دو گفتن که با این وضعیت زندگی کردن برات خیلی سخت میشه ولی بازم خودت تصمیم بگیر.
به چه زبونی بگم خانمم اصلا اهل زندگی نیست و ربطی به رفتارای من نداره. من خیلیم درست رفتار کردم دیگه نمیتونم بیش از این خودمو و غرورم رو بشکنم.
دوستای عزیز واقعا دست همتون رو میبوسم ولی شرمنده ام که من آدمم و شخصیت دارم.
یه دلیل بیارین که زندگی کنم؟؟؟ به مشاور گفتم با این وضع یه دلیل بیار که زندگی کنم.
گفت خانمت با این شخصیتی که داره ( باهاش حرف زده خانمم ) خیلی وابسته است و درست کردنش خیلی زمان زیادی میبره و کار سختیه . عزیزان من فرصت کافی بهش دادم و الان وقت تصمیمه.
من دانشجوی فوق لیسانسم تو بهترین رشته مملکت و دانشگاه دولتی با یه خانواده اصیل و پایبند به همه چی . همه طور سختی رو هم تحمل کردم تا حالا . از نظر همه ادمای دور و برم و حتی غریبه ها یکی از مودب ترین و بهترین پسرای فامیلم. چی کم دارم که پای همچین دختر بچه ننه ای وایستم؟؟ چرا باید زندگی کنم... ؟؟ من دلیل میخوام برای ادامه دادن خداییش اگر یک دلیل منطقی بگین قبول میکنم.
اقا من گفتم دوسش دارم ولی حالا میگم غلط کردم اشتباه کردم.. خوبه؟؟؟
بابا دکمه غلط کردم هم داریم دیگه !!!
دیگه تحمل ندارم به خانوادم توهین کنه ... شما که نمیدونین جقد توهین کرده و بد حرف زده باهام درباره خانوادم.
شما که نمیدونین چقد مادرش اذیتمون کرده و مادر زن بازی در اورده.
نمیدونین چقد دروغ و ریا کاری کرده تو این مدت.
واقعا حیف شدم .. واقعا حیف شدم که با همچین کسی همسری کردم..
به خدا واگذارشون میکنم که با عدل خودش رفتار کنه .








علاقه مندی ها (Bookmarks)