سلام دوست عزیز
من اگه جای شما بودم میگفتم خیر نبخشیدم.چون مسئله خیلی مهمی بوده و نمیتونم انقد راحت و زود ببخشم.من هنوز تو شوک اون قضیه هستم و برام پذیرشش راحت نیست.اما چون تو و زندگیمونو دوست دارم اگه کمکم کنی میتونم با این قضیه کنار بیام.امیدوارم.الانم اومده گیر داده بهم که باید بگی منو بخشیدی وگرنه من تا صبح خوابم نمی بره و این حرفا. بدون تو رندگی برام معنا نداره و غلط کردم و التماس که بگو منو بخشیدی
نباید راحت این موضوع رو قبول کنی که قبح کار بریزه و شوهرت بگه ای بابا دفعه بعد هم تکرار شد معذرت خواهی میکنم.اما نباید راه برگشت رو هم ببندی.
از اونور هم یه کم سر سنگین باش اما سعی کن شوهرتو سمت خودت بکشی.مثلا تو خونه حسابی به خودت برس.ارایش ان چنانی.غذاهای خوشمزه بپز.یه کار هنری بکن.خلاصه خودتو سرگرم کن .جلوی چشمش باش اما مستقیم طرفش نرو.تا خودش تمایل پیدا کنه بیاد سمتت.و با دیدن خوبیات و حسنت از کاری که کرده پشیمون بشه.
با خواهرت هم فعلا حرف نزن و باش سرسنگین باش.ولی دعوا هم نکن.تا خودش بیاد سمتت برای عذر خواهی.یا حداقل بعدا باش حرف بزن.
اینا نظر شخصی من بود.
موفق باشی








علاقه مندی ها (Bookmarks)