سلام خانم
می شه یک دور برگردی به عقب و نوشته هاتو از اول بخونی؟ چرا انقدر دیگرانو مقصر می دونی؟ چرا صدای اعتراضت توی هر جمله ات انقدر بلنده؟ چرا انقدر پالس های منفی می فرستی؟ چرا خودت حال خودتو خراب می کنی؟ تو به نامردی دیگران چیکار داری؟ خودت چقدر سعی کردی اوصاع زندگیتو به نفع خودت تغییر بدی؟ فکر نمی کنی 23 سالگی برای اینهمه غرغر کردن و حرف از تنهایی و ازدواج نکردن زدن یکم زود باشه؟ فکر نمی کنی بهتره یکم تلاش کنی و از لحاظ روحی و عاطفی روی پای خودت بایستی؟ ازدواج واسه تو معجزه نمی کنه. ترست از تنها شدن باعث ایمن شدنت نمی شه. مادرت چه گناهی داره که مریض شده؟ تو دخترشی. بهتر نیست از دریچه محبت بهش نگاه کنی؟
بهت توصیه می کنم تاپیک taraneh رو بهراه توصیه های جناب sci پیگیری کنی. اون دختر هم مثل شما 23 سالشه. اما داره واسه بهتر شدن شرایط زندگیش تلاش می کنه. شما هم تلاش کن. امتحانش ضرری نداره. از امروز بجای محکوم کردن دیگران ببین خودت چه سهی در خوشحال کردن خودت می تونی داشته باشی.
یاری برای تغییر و برنامه ریزی در موقعیت جدید








علاقه مندی ها (Bookmarks)