به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 58

Threaded View

  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array

    RE: آیا دوست(دختر) را با زنم آشنا کنم؟ (درخواست کمک)

    به نظر من شما دچار عقلانی سازی هستید. یعنی یکسری واقعیات وجود داره که شما هم خوب بهشون واقف هستید اما سعی می کنید با عقلانی سازی به نحو دیگه ای اونو جلوه بدید. به قسمت هایی از نقل قول هاتو نگاهی بیاندازید. آبی ها واقعیات هستند و قرمز ها عقلانی سازیهای شما.
    نقل قول نوشته اصلی توسط kamrava
    [align=justify]سلام به همگی دوستان عزیز.

    من مدتی بود که میخواستم بیام مشکلم را اینجا مطرح کنم ولی فکر میکردم خودم به تنهایی میتونم حلش کنم! اما الان واقعا به کمکتون احتیاج دارم.


    خلاصه ای از ماجرا:
    من در یک شرکت مدیریت و اجرای طرح های ایزو کار میکنم و تقریبا از دوسال پیش برای مشاوره هفته ای یک روز به عنوان مدعو به شرکت دیگه ای میرم. در این شرکت خانمی مسوول هماهنگی کارهای من و مدیریت اون شرکت هستند که از همون اوایل حس کردم با صمیمیتی بیشتر از حد دو همکار با من برخورد میکنند و بعضی وقت ها هم که تماس میگرفتند کمی هم در مورد مسایل غیر شرکت صحبت میکردن. من هم آدم خوش برخوردی نیستم ولی نمیدونم چرا با وجود اینکه من متاهل هستم و از زندگیم هم کاملا راضیم هربار که با ایشون صحبت میکردم یا میرفتم شرکتشون و کارم تموم میشد به صحبت با ایشون تمایل نشون میدادم. وضع به همین منوال میگذشت و من کم کم احساس صمیمیت با ایشون میکردم و اس ام اسهامون کمی لحن مهربانانه بخودش گرفت.
    من یک روز به ایشون پیشنهاد دادم که با هم دوست باشیم ولی ایشون قبول نکردن و ایشون گفتند چون شما همسر دارید فقط رابطمون در حد دو همکار (ولی دو همکار رفیق تر) باشه.
    خوب قبلا تو تایپیک هام نوشته بودم که از حال و هوای عاشقی و سوز و گدازش لذت میبرم و این فرصت را غنیمتی دونستم واسه یک عشق به وصل نرسیده و به قول خودم رفتن تو غم عشق، که بعد مدتی دیدم رابطه کاملا دوستی معمولیه! و الان بعد از گذشت دوسال رابطه ما به همین منوال ادامه داشته. البته در لابلای صحبت هامون خیلی از مسایل زندگیمون را هم واسه هم تعریف کردیم اما هیچ وقت رابطه عاطفی و محبت آمیز به هیچ وجه نبوده(خط قرمز های رابطه از اول توسط هر دوی ما رعایت شد)،ایشون حتی در مورد خواستگارشون از من مشورت میکردن و من هم همیشه بهترین راهنمایی را (طبق گفته خودشون) بهشون میکردم.
    چون رابطه عاطفی یا جنسی هیچوقت مطرح نبوده من احساس خیانت به همسرم را ندارم و الان بعد این همه مدت فهمیدم دوستی من با این خانم اصلا دوستی دختر و پسر بحساب نمیاد و ما مثل دو دوست همجنس و همکاریم. حالا برای اینکه همسرم از این رابطه بی اطلاع نباشه و با ایشون دوست باشه و بتونیم رفت و آمد خانوادگی پیدا کنیم، چون هیچی بینمون نیست که بترسم مخفی کنم! قصد دارم خانمم را با ایشون آشنا کنم و برای شام به همراه چندتا دوست مشترک و همکاراشون دعوتشون کنم و بعد از اون در چهارچوب خانوادگی رفت و آمد داشته باشیم. دیگه نه من بخوام مخفی کاری کنم و همسرم هم در این رابطه شریک باشه و نه عذاب وجدان داشته باشم.
    البته میدونم این دوسال اشتباه کردم که رابطه را مخفی کردم ولی از حالا به بعد نمیخواهم اشتباه ادامه بدم. البته اینو هم بگم که چندماه اول من خیلی درگیر شدم و این درگیری ذهنی خیلی جدی بود(البته هیچگاه در محبت به همسرم ذره ای کم نذاشتم،فقط خودم خیلی خیلی اذیت شدم و الانم بعضی وقتها از نظر عاطفی و احساسی درگیر ایشون میشم (من در برخی از تایپیک هام که میگفتم مشکل دارم همین بود مشکلم)، ولی چون ایشون بسیار محکمه سریع سرکوب میشم)[b] من این خانوم را واقعا مثل عضوی از خانوادم دوست دارم و هیچ نظر جنسی یا عاطفی بهشون ندارم (ایشونم دو طرفه همین طورند با هم در این مورد صحبت کردیم).

    همونطوری که همه ماها با برخی دوستان هم جنسمون صمیمی تر از بقیه میشیم و با برخیشون رفت و آمد خانوادگی پیدا میکنیم این مورد برای من همینطوره.
    به نظرتون بهترین چاره چیه؟ ببخشید طولانی شد
    [/align]
    نقل قول نوشته اصلی توسط kamrava


    پیش از هرچیز از تمام بزرگواران که زحمت کشیدند و پاسخ دادن تشکر میکنم.سپس در فرمایشات خانم Maryam123 چند نکته را باید عرض کنم که در پاسخ برخی دیگر از دوستان هم برخی از این موارد اشاره شده بود:

    1-سوال 1 را آخر جواب میدم

    2-خیلی از دوستان به این نکته اشاره کردند که اگه همسرم این کار را کرده بودچی! من بنا به دلیلی که عرض میکنم با این استدلال موافق نیستم. زیرا نیازهای زن و مرد یکسان نیست. همتون خوب میدونید اگه مردی بتونه تمام نیازهای زنشو براورده کنه و تمکن مالی هم داشته باشه وبشرط اجرای عدالت میتونه زن دیگه ای را هم بگیره،ولی قانون و شرع تحت هیچ شرایطی(تاکید میکنم تحت هیچ شرایطی) این اجازه را به زن نداده.پس خداوند هم با توجه به نیازهای فطری زن و مرد عدالت را به معنای مساوات و مقابله به مثل قبول نکرده! این بحث جدایی را میطلبه ولی من در جهان بینی نظریم(نه جهان بینی عملیم) این مساله را به عنوان یک حکم درست پذیرفتم(هر چند فرهنگ ایرانی اصلا نمیپذیره)

    3-این درسته که خیانت عاطفی بویژه برای خانم ها کم از خیانت جنسی نیست(واسه آقایون برعکس) ولی من همانطور که در تایپیکم اشاره کردم به هیچ وجه نه مسایل جنسی و نه عاطفی تو رابطه ماوجود نداشته و چون ایشونم در سن ازدواجن و شناختی که از خودم وایشون پیدا کردم، میدونم این خطرحداقل تو این رابطه وجود نداره!،و اینکه اگه ایشونم نیت بدی داشتند دیگه در موردخواستگاراشون با من صحبت نمیکردند(درسته؟)، بارها و بارها من را با لفظ برادرم خطاب کردن!

    4-فرق دوست دختر با دوستدختر خیلیه! شما ممکنه با با دوستان همسرتون دوست باشید و صمیمی تر از مثلا همکار آقاتون در محیط کار باشید ولی کسی نمیگه طرف دوستپسر شماست! خودتونم همچین اسمی روش نمیذارید! اصلا ازسن و سال من گذشته این مقوله.رابطه دوستدختر دوستپسری تعاریف و فضاهای خاص خودشو داره که من اصلا این را در رابطه خودم نمیبینم که ایشون را با این عنوان خطاب کنم.

    5-من دوست بقول شما سبیل کلفتم کم ندارم ولی درمورد اونها مشکلی ندارم که بخوام بیام تایپیک بزنم و صحبت کنم! بلاخره ما انسانیم و نمیتونیم منکر جذابیتهایی که تعامل با جنس مخالف برامون داره بشیم که!

    6-اگه رابطه بیاد در سطح دوستی خانوادگی و در واقع ایشون مثل یکی از دوستان همسرم بشن(از این وضعیت مخفی بیرون بیاد) فکر میکنم تا ابد بشه جلوشو گرفت.چون نیازهای جنسی(که جزو اساسی ترین نیاز مردهاست) در من درجای دیگری پاسخ داده میشه و این نیاز در خانومها هم قبل از ازدواج جوری نیست که معمولا برای گناه پیش قدم بشوند و این حاشیه امنیت را من میبینم.[/size]سوال 7 و 1 را میخواهم کاملا صادقانه جواب بدم هرچند ممکنه به ضررم تموم بشه

    7] من از صحبت کردن با ایشون یجور آرامش روحی میگرم و در دوستی، انسان مسایل بیشتری را میتونه به عنوان دردودل مطرح کنه تا همکار. هر پیشنهاد دوستی که معنی آشنایی واسه ازدواج یا ارضا نیاز خارج از چهارچوب خانواده نیست که!!! خود شماها خیلی شده مسالتون را بجای همسرتون با دوستانتون مطرح کردید یا اومدید تو فضای مجازی گفتید!![/size]

    [color=#800000]
    [b]
    1-خودم میدونم که بلاخره باید این کار را بکنم و علی رغم میل باطنیم تفکراتم در جامعه و فرهنگ ایران زمین ایده آلیستس وغیر قابل اجرا در عمله ولی دوتا مشکل دارم:

    اول فنوتیپ رابطه در حال حاضر این اجازه را نمیده که ناگهانی قطعش کنم،چون رابطه عشقی یا عاطفی نیست که بگم از فردا با هم تماس نداشته باشیم یا تمومش کنیم! چون برمیگرده میگه چیزی نبوده که بخواهیم تمومش کنیم و اینجوری من کوچیک میشم.


    دوم اینکه انسان اگه دو سال حتی ی مرغ خونگی را نگهداشته باشه بهش انس و الفت میگیره اییشون که یک انسانه! بهشون وابسته شدم،به شنیدن صداشون عادت کردم، بعضی وقتهادلم واسشون تنگ میشه(مثل شما که مثلا خواهرتونو ده روز نبینید دلتون تنگ میشه

    خواهش میکنم کمکم کنید تا آخر عمر محبتتون را فراموش نمیکنم.احساس اسارت میکنم از طرفی هم دلم میخواد کاری که تو تایپیک اول نوتم را بکنم و رابطم با ایشون را واسه همیشه بیمه کنم![/align]

    [/quote]


  2. 16 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (دوشنبه 09 بهمن 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نامزدم مرد خوبی است ولی من فرد قبلی را دوست دارم
    توسط Hildaa در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 29
    آخرين نوشته: سه شنبه 26 اردیبهشت 96, 11:15
  2. دختری که دوست دارم شهر دور دانشجو هست!
    توسط HaD در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: یکشنبه 20 بهمن 92, 21:25
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 04 بهمن 90, 20:16
  4. دوست داشتن دختری که با پسر دیگری است و می گوید مرا دوست دارد
    توسط mehdi1369 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 28 آبان 90, 11:29
  5. من شکست خودم را دوست دارم...
    توسط سارا5 در انجمن راههای شکست در زندگی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: یکشنبه 25 اسفند 87, 13:15

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:32 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.