وقتی چراغ بنزین دلربای آهنی روشن شد ، فرمان را کج کردم و وارد اولین پمپ بنزین شدم .
.
.
.
بنزین سوپر هم نعمتی است که برای حلق دلربا ، همچون عسل شیرینی و برای موتور همچون شرابی بی رقیب است .
نامرد وقتی پدال را فشار می دهی تا پنج نصفه نیمه که می شمری میبینی حداکثر سرعت در کف خیابان رهسپاری !!
ما هم آب ندیده شناگر ماهری هستیم !
باک را تا لبریز پر کرده و حرکت کردیم ...
تا پنج نرسیده ، سوار بر آسفالت اتوبان , دلربا چهار نعل می تاخت ....
بی انصاف بدجور وسوسه می کرد ....
خلاصه درد سرت ندهم ...
.
.
چراغ بنزین خاموش شدن همانا و چراغ گشت نامحسوس روشن شدن همانا
.
.
خداراشکر .. عاقبت ما با سرهنگ به درازا نکشید .












علاقه مندی ها (Bookmarks)