یکی از سفرهای خارج از کشور که همسرم رفته بود(من باهاشون نبودم چون اون موقع هنوز نامزد بودیم)بعد از بازگشت که کلی هم دلتنگ می شدیم به جز سوغاتیهای دیگه یه کیسه پر صدف و گوش ماهی آورده بود برام،که گفت اونجا تو ساحل که قدم می زدم به یاد تو این صدف ها رو جمع می کردم(عاشق صدفم) با اینکه آفتابش داغ و سوزان بود ولی حسش نمی کردم و فقط صدف و گوش ماهی جمع می کردم...انقدر اون کیسه پر از صدف رو دوست دارم از همه سوغاتی ها برام بیشتر ارزش داره....
نمی دونم این خاطره بود یا نه؟!! دیگه من نوشتم!!!







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)