به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 40

Threaded View

  1. #21
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 خرداد 94 [ 15:07]
    تاریخ عضویت
    1391-7-27
    نوشته ها
    112
    امتیاز
    3,132
    سطح
    34
    Points: 3,132, Level: 34
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 14.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registeredTagger First Class
    تشکرها
    151

    تشکرشده 108 در 47 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: با خدا قهر کردم....اینم شد زندگی:(

    مرسی شیرین وsaharjavid جان دوستتون دارم -حتما شیرین جان
    حالم بهتره خدا رو شکر هر وقت میخوام فکر کنم عمل توقف افکارو انجام میدم و میگم شب بهت فکر میکنم الان وقت ندارم خودمو به بیخیالی میزنم میگم این تجربت میشه که چشاتو باز کنی تو زندگیت و آدما رو بشناسی
    سعی میکنم توی خونه هم شاد باشم و بخندم تا مامانم ناراحت نشه -دیشب هم کلی جوک تعریف کردیما خندیدم آخه دیدم اگه اینجوری پیش برم هم خودمو داغون میکنم هم خانوادمو
    دیگه مریضی مامانم و وضعیت روحی من و خستگی خانواده کاملا روحیه هممونو خراب کرده- کاش زودتر این وضیعت تغییر کنه
    راستش وقتی میخوام خدا رو صدا بزنم یا روم نمیشه یا یکم شک دارم
    هنوز نمازمو هم شروع نکردم!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نمیدونم چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/!!!!!!!!!!!!!!
    البته هنوز وقتی میرم خونه و مامانمو میبینم یکم باز حالم گرفته میشه:(
    بیخیال ارشدم شدم چون واقعا موقعیت خونه جوری نیس که بتونم بخونم و حواسم جم درس باشه
    اگه میدونستم وضیعت خونه این مشیه اصلا ثبت نام نمیکردم!
    راستش حرفای خانواده ام هم کمی روم تاثیر داشت از اینکه اون طرف اصلا بدرد من نمیخورد وموقعیت بهتر دارم - البته منکر این نمیشم که واقعا اشتباه کردم - البته اینم آرومم میکنه که شاید از گفتنم تکلیف خودم مشخص شد
    دلم میخواد این وضیعتو تغییر بدم اما به کمک احتیاج دارم
    دلم میخواد بشم همین دختر شاد و جذاب
    فقط به کمک احتیاج دارم
    فقط انگار یه ترسی دارم از روبرو شدن با اون خانواده
    نمیدونم چرا تصور اینکه اگه جایی ببینمشون یا اونو با نامزدش ببینم نمیدونم چطوری برخورد کنم ؟؟؟؟!!!!!!
    میدونم اگه ببینمشون ساکت و کم حرف میشمو یا اخم میکنم یا اصلا میگم خونه نیستم!!! چه کنم؟؟؟؟؟؟؟؟

  2. 3 کاربر از پست مفید مهنا67 تشکرکرده اند .

    مهنا67 (چهارشنبه 22 آذر 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:08 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.