بی دل عزیز
"بدینوسیله توصیه میکنم که دوستان عزیز خودشونو با باطری شارژ کنند. این تنها غذایی بود که به فکر سر سر آشپز میرسه که چیزی نخواد. البته باطریش ترجیحا شارژی باشه که نخواید هی عوضش کنید"
بنده متوجه این باطری و شارژ باطری ، وسط دستور طبخ نشدم.
اما عوضش یاد یه ماجرائی افتادم:
دریکی از ممالک اروپا وقتی که به بخش " خوراک پزی رادیو " رسید این جمله به گوشش خورد " شنوندگان عزیز امروز می خواهیم طرز پختن یک نوع کیک را به شما یاد بدهیم :"
خانم فورا شوهرش را که تند نویسی می دانست صدا کرد و از او خواست که دستور پختن کیک را برایش بنویسد شوهرش مثل همه ی تند نویسان دستش به قلم و گوشش به رادیو بود ، هوشش را چه عرض کنم .
اتفاقا یک ایستگاه رادیویی دیگر که با این ایستگاه فاصله مختصری داشت دستور ورزش می داد این دستور هم مرتبا با دستور خوراک پزی قاطی می شد لذا وقتی تند نویس آن دستور را نوشت و به خانم خود تقدیم کرد خانم اینطور خواند :
" به شماره یک ، دستها روی شکم ، یک پیاله آرد روی شانه قرار می دهید ، مقداری کشمش بریزید بطوری که پاشنه ی پا روی آن قرار بگیرد ، همین که کشمش و رنگش تغییر کرد ، پا را بلند کنید بعد رویش آب بریزید بطوری که تا کمرتان بیاید این حرکت را شش بار تکرار کنید ، سپس با یک کف دست جوش شیرین ، نفس عمیق بکشید بطوری که پف کند و حس کنید نفستان تنگ شده است .
به پشت بخوابید . دو تخم مرغ را بشکنید ، پاها را کاملا به طرف هوا کشیده در کاسه بکوبید و آن را به جلو پرتاب کنید بعد یک الک خیلی ریز را روی شکم گذاشته ، پاها را جمع نموده و به شماره پنج از بالای الک رد کنید .
روی زمین به رو بخوابید و با شکمتان در میان زرده ی تخم مرغ به چپ و راست بغلتید ، تا زرده ی تخم مرغ به همه جا برسد .
کاملا خم شوید و سعی کنید که دستهایتان روی آتش بماند ، بعد به شماره سه دستها را بلند کنید ، بگذارید سرد شود . سر را به طرف جلو برده ، روی آتش یک چرخ بدهید ، بعد آن را به عقب خم کرده سرپوش رویش بگذارید که دم کند ، بعد سر را به شماره ی چهار ، قطعه قطعه بریده ، با حوله خشک کنید ، در بشقاب چیده به مهمان تعارف کنید
حالا کی سیب زمینی ها رو بیاریم ؟؟؟؟









علاقه مندی ها (Bookmarks)