ممنون ازت ولی خیلی عصبانی نبودم موقع نوشتنم ها
چیز خاصی نیست همسر من گاهی اوقات خیلی غر غروو میشه مثلا همین دیشت یکی از دوستامون هم دعوت کرده بود که شام بیان خونمون ، من از ساعت 6 که رسیدم خونه یه سره تو آشپزخونه بودم غذا درست کردم بعدش یه جمع جور جزئی داشتم اونهم انجام دادم ساعت 8/15 تقریبا کارام تموم شد ساعت 8/20 همسرم رسید از اون لحظه که رسید شروع کرد تو چرا اومدی نون نخریدی من این موقع رفتم نون داشته تموم میشده و سر نون مردم دعواشون شده بود ... این چه وضعشه شام چرا این رو درست کردی وقتی با یکی خودمونی میشی دیگه اصلا اهمیت نمیدی که یه غذای رسمی درست کنی چرا بهم زنگ نزدی بگی چی بخرم چرا روشوئی رو نشستی چرا قیافت انقدر به هم ریختست چرا صورتت رو نشستی چرا این کار و کردی چرا اون کار و نکردی و .... حتی زمانی هم که مهمونمون اومدن با همسر دوستم دوتاشون دست به یکی کردن ما دوتا خانم رو ازیت کردن که معلوم نیست چیکار میکنن و ... دیگه انقدر حرف زده بودن غر زده بودن اینجا بود که دلم میخواست سرم رو بکوبم به دیوارخواستم دلیل اصلیش رو بدونم و ببینم تو این جور موقع ها خانم های بیچاره باید چی بگن و چیکار کنن از دست این پسرهای غرغروو
![]()








خواستم دلیل اصلیش رو بدونم و ببینم تو این جور موقع ها خانم های بیچاره باید چی بگن و چیکار کنن از دست این پسرهای غرغروو

علاقه مندی ها (Bookmarks)