سلام لیلای عزیز، قبل از هر چیز باید بهت بگم که در ایران به غیر از دلتنگی خانوده ات هیچ خبر دیگری نیست خیالت راحت باشه ، بعد هم اینکه زندگی پستی و بلندی های زیادی داره تو باید با زندگی بجنگی نه اینکه زندگی رو پس بزنی ، میدونم که دلتنگی خسته ای اونجوری که فکر میکردی نشده ... ولی شرایطت انقدرها هم که میگی بد نیست که به خاطرت زندگی خودت و همسرت و پسر گلت رو به هم بزنی ... ببین تو هنوز شرایطی که توش هستی رو نپذیرفتی دوستان حرفهای قشنگی زده بودن دوران مجردی و ... گذشته اصلا مقایسه نکن که دوران مجردی چطور زندگی کردی اینطوری به قضیه نگاه کن دوران مجری خوب و خوشی رو گذرونی که خیلی ها از اون محروم بودن حالا تو یه شرایط سختی قرار گرفتی ... به نظر من بهترین کار اینه که با همسرت همراه شی اگه می گه دوست دارم بشینم تو خونه و کار نکنم بهش بگو آره من دوست دارم ولی بیا الان تمام تلاشمون رو بکنیم که وضعیتمون طوری بشه که یک روزی به این آرزومون برسیم اگه زندگیتون از لحاظ مالی سخت میگزره اصلا اشکال نداره که شما هم کار کنی حتی تو رستوران زندگی مال شما دو تاست یه مقدار پول پس انداز کن عید بیا ایران خونوادت رو ببین می دونم من تو شرایط تو نیستم ولی احساس میکنم شما خیلی حساس شدین به خاطر قولهائی که قبلا بهتون دادن و عملی نکردن و گوشه زبونهای اطرافیانتون ... چیز دیگه ای هم که هست احساس میکنم نباید از سختی ها تون برای خانواده خودتون حرفی میزدید خانواده الان از روی دلسوزی و دلتنگی حرفی رو میزنن ولی جوابگوی زندگی بعد از جدا شدنتون نیستن به خدا ... اصلا به این موضوع فکر نکن به این فکر کن که با همسرت بنشینی صحبت کنی که یه برنامه ریزی بکنید واسه عید که حتی باهم بیاین ایران و یه مسافرت حتی 10-15 روزه و دیدن خانواده اتون ... موفق باشی








علاقه مندی ها (Bookmarks)