سلام دوست عزیز
من تاپیک قبلیتون رو خوندم.فکر میکنم یه کمی از ناراحتی و حساسیت الانتون بخاطر اتفاقیه که قبلا افتاده.همونطور که خودتون گفتید دیوار اعتمادتون فروریخته.و تا این دویار بازسازی بشه یه کم زمان میبره.بهتره یه کم به خودتون زمان بدین و از افکار منفی دوری کنید تا شوهرتون بتونه اعتماد دوباره شما رو بدست بیاره.
امیدوارم دیگه الان اون موضوعو به رخش نکشی.
یه کمی ازاین حستون بخاطر همینه همه فکر و ذکرتون شوهرتونه...این یعنی وابستگی.هرچقدر دلبستگی خوبه وابستگی مضره.می تونید درکم کنید که همه عاشق شوهرتون باشن در صورتی که شما فقط و فقط همه فکر و زندگیتون شوهرتون باشه .
سعی کنید به جای اینکه فقط به شوهرتون فکر کنی خوبیای دیگه زندگی رو هم ببینی.مطمئنا دنیا قشنگیای دیگه ای به جز همسرتون هم داره.
وقتی تموم دنیات همسرت نیست نه استرس داری نه با یه اتفاق دنیات بهم میریزه.
شاد باش..بگو..بخند.(منظورم جلف بازی نیستا).میری بیرون لذت ببر.خلاصه یه کاری کن همسرت همه حواسش به تو جلب بشه نه تو به اون.
یه کمی از حست هم طبیعیه.چون خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند.همین من سر کار انقد اتفاقات بد برام افتاد که ناچارا تموم رفتار،حرفا و ظاهرمو بررسی و کنترل کردم.چرا؟نه چون مثلا من قصد و منظور بدی دارم.ولی برای ارامش خودم ترجیح دادم بیشتر رعایت کنم.
حالا همسر شما هم همینطوره.بهتره یه سری روابط رو کنترل کنه.نه چون همسرتون قصد و منظور بدی داره.و نه چون همه ادما گرگ هستن که میخوان شوهر تو رو شکار کنن.فقط برای اینکه احتمال خطا کمتر بشه.
با همسرت صحبت کن.ازش بخواه بیشتر رعایت کنه.بدون اینکه متهمش کنی.بدون اینکه ازاشتباه قبلیش حرف بزنی.بدون اینکه به دیگران برچسب منفی بزنی.
بدون اینکه از جایگاه ضعف حرف بزنی.
محکم باش.توازن قدرت رو سمت خودت برگردون.میدونی چی میگم؟؟
اینطوری حرفت براش اهمیت بیشتری پیدا میکنه.
یه پیشنهاد:همیشه در دسترسش نباش..گاهی وقتا بذار برای داشتنت تلاش کنه.همون مثال شکار و شکارچی..مردها هر چند وقت یکبار به همچین موضوعی احتیاج دارن.تا قدرت خودشونو تو شکار کردن محک بزنن..سعی کن این مواقع تنها شکار جذاب تو باشی.
دیگه خودت میدونی دلبری و با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن و این چیزا دیگه.
فقط تو اینکار افراط نکن.
موفق باشی








علاقه مندی ها (Bookmarks)