سلام
من 28 سالمه و درسم تموم شده و شاغل هستم. نوع خونوادمون طوری نیست که خواستگارای زیادی داشته باشم چون خیلی با اطرافیان معاشرت نداریم و احتمال معرفی شدن و ... خیلی کمه. خونواده ام هم انتظار دارن با توجه به اینکه شاغل هستم و تو محیطهای اجتماعی حضور دارم خودم با فرد مورد نظرم به قصد ازدواج آشنا بشم. متاسفانه چند باری روابط دوستی رو تجربه کردم اما موفقیت آمیز نبوده و آخری رو هم مدتی پیش به دلیل اینکه طرف زیر بار ازدواج نمیرفت کات کردم.
حدود یکسال پیش تو محیط کار با پسری آشنا شدم که همکارم بود. هر دو به هم حس مثبتی داشتیم اما ارتباطمون تنها در محدوده ی کاری بود. بعد از شش ماه من به دلایلی مجبور به ترک اون کار و شهر شدم و برگشتم به شهر خودم که تقریبا دو ساعت تا شهر اون کار فاصله داره.
البته چون اون حس و ارتباط نگاهی و ... در مدت کار بینمون بود و ایشون هم از ترک کار من خیلی ناراحت بنظر میرسید من حدس میزدم که بخواد بعد از اینکه من از کار بیرون اومدم و دیگه حرف و حدیثهای محیط کار پشتمون نیست به من نزدیکتر بشه.
ما بعد از خروجم از کار شروع به تماسهای اس ام اسی نه چندان طولانی چند شب در میان کردیم. من قبل از برگشتن به شهرم حدود دو ماه تو شهر کارم موندم اما برخلاف انتظارم این آقا از من درخواستی برای ملاقات نکرد. تنها در آخرین روز بازگشتم به اصرار من همدیگه رو دیدیم تا امانتی که از ایشون دستم بود بهش برگردونم و تو اون ملاقات ایشون طی صحبتهاش گفت که اگرچه همه همکارام نسبت به من حس احترام ویژه ای داشتن اما (سعی کرد به سختی اینو بگه) که حس اون به من به نحوی متفاوت و در قالب و شکل دیگه ایه. طبق برداشت من اون با این حرفش سعی کرد به من ابراز علاقه اش رو نشون بده و من چون دیدم خیلی معذبه سکوت کردم و بحث تموم شد.
بعد از اون ماجرا من به شهرم اومدم و ما تا الان که 5 ماه از اون ملاقات میگذره تماسهای چند شب درمیون کوتاه اس ام اسی رو داریم که از احوالپرسی یا اتفاقات روزانه باهم حرف میزنیم. ضمنا ایشون گفته از سفری که اخیرا داشته سوغاتی برام خریده که اگر شرایط ملاقات پیش اومد بهم میده. اما ایشون حرفی از ملاقات نمیزنه یعنی طبق گفته هاش منتظره کاری پیش بیاد که بخاطرش من برم به اون شهر و همو ببینیم. ضمنا طرز نوشتار و رفتارش برخلاف اس ام اسهای دوست پسر-دختری اصلا شامل بحثهای ج ن ص ی یا شوخیهای نامناسب یا هیچ حرف دور از احترامی نمیشه.
مسئله اینجاست که من از این آقا خوشم اومده. البته ایشون حدود دو سال و نیم از من کوچکتره اما رفتارش پخته تر از سنش هست و شخصیت آروم و خونواده با فرهنگی داره. با توجه به مشخصاتش بنظرم گزینه خوبی برای تصمیمی مثل ازدواج هست با توجه به انواع تجربه هایی که داشتم و آدمهای متفاوتی که دیدم. اما الان یکم سر در گمم
اینکه چرا بجز مواقعی که کاری پیش بیاد مثلا سوال فنی ای یا ... تلفن نمیزنه؟ (کلا فقط دو بار پیش اومده) چرا برخلاف همه پسرا اصرار نمیکنه همو ببینیم؟ چرا تو ابراز محبت فقط به عزیزم و مواظب خودت باش اکتفا کرده و فاز رو اصلا دوس دختر- پسری نمی کنه؟ چرا اصلا به این رابطه اس ام اسی ادامه میده؟ چجوری بفهمم نوع رابطه ای که میخواد چیه؟ و مهمتر از همه اینکه چیکار کنم که بتونم گزینه ای برای ازدواجش باشم یا درواقع برای ازدواج باهاش چه کار می تونم بکنم؟
ممنون میشم اگه راهنماییم کنید![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)