به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 15

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 08 دی 91 [ 18:17]
    تاریخ عضویت
    1391-8-18
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    243
    سطح
    4
    Points: 243, Level: 4
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered100 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 5 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    من عاشق مریم شدم اون نمیفهمه

    سلام من یک پسر خوب و مهربون از خانواده کم در آمد توی یکی از شهرهای اصفهان هستم 31 سالمه و به خاطر یک مشکل جسمی که دارم هرجا خواستگاری رفتم کسی بهم زن نداده از تنهایی داشتم دق می کردم که به دنیای مجازی وارد شدم و شروع به چت کردم که با یک دختر مهربون و خوشگل از شهر قم آشنا شدم اولش فقط می خواستم تنهاییمو پر کنم ولی نمیدونم چی شد که آخر شبا که به هم زنگ می زدیم احساسی می شدم و بلاخره کارمون به سکس تل کشید ولی اصلا هدفم این نبود تا اینکه چند وقت رابطمو قطع کردم و اصلا دیگه تو اینترنت نمی یومدم ولی هر روز از ندیدن عشقم مریم پژمرده تر می شدم تا اینکه چند روز پیش بهش پیام دادم ولی اون می گه توبه کرده و اصلا نمی خواد با کسی رابطه داشته باشه من با توجه به اینکه چندماه ندیدمش و پیام ندادم نمی تونم فراموشش کنم و هرچی می گم ایندفعه فرق داره و قصدم ازدواجه نمی فهمه هرچی میگم آدرس بده تا بیام خواستگاریت باور نمی کنه و می گه دیگه نمی خواد به کسی وابسته بشه این سایت رو هم اون به من معرفی کرده خواهش می کنم کمکم کنید چند هفتس مشکل گوارشی پیدا کردم ولی دکترا نمی دونن دلیلش چیه هرچی آزمایش میدم همه چیز عادیه یک متخصص گفت ممکنه مشکله عصبی باشه می دونم به خاطر استرس و اضطرابیه که از دوری مریم نازم عشقم پیدا کردم از طرفی اینقدر دوسش دارم که دلم می خواد با یک پسر پولدار و خوشتیپ ازدواج کنه و از طرفی نمی تونم فراموشش کنم و دلم می خواد زن من بشه کمکم کنید هر شب اینقدر بهش فکر می کنم و حسرت می خورم که درد زیادی تو قفسه سینم حس میکنم و بغض می کنم می ترسم آخرش سکته کنم پیش خودم میگم اگه خوشتیپ و پولدار بودم حتما مریم ردم نمی کرد و زنم می شد تحصیلاتم کارشناسی ارشده ولی به خاطر مشکل جسمی نتونستم جایی استخدام بشم دیگه از زندگی نا امیدم امیدوارم مریم عزیزم هم این مطالب رو بخونه به امید فردایی روشن

  2. کاربر روبرو از پست مفید titijun تشکرکرده است .

    titijun (جمعه 19 آبان 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:57 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.