به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 16 آبان 91 [ 08:03]
    تاریخ عضویت
    1391-8-15
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    234
    سطح
    4
    Points: 234, Level: 4
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered100 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 2 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    با این عذاب وجدان چه کنم

    سلام دوستان مشکلی دارم که نمیدونم چطور حلش کنم مشکلم مربوط میشه به حدوه 6 ماه پیش جایی کار میکردم که یکی از دوستان من رو معرفی کرده بود و دفتری بود که رفت و امد خاصی نداشت من بودم ابدارچی مدیرعامل و مدیر اجرایی مدیر اجرایی خیلی ادم هیز و کثیفی هست و از هیچ زنی نمیگذره ادمیه که دهن وله اصلا حواسش به حرفی که از دهنش بیرون میاد نیست و در کل تمام فکر وذکرش زن و سکس هست از اونجایی که منو یکی از دوست های مشترک معرفی کرده بود با من احساس صمیمیت میکردن من هم خیلی عادی بودم حتی وقتی صحبت میشد و حرف هایی رکیکی از دهنش میپرید بیرون من خودمو به اون راه میزدم و حتی کوچک ترین ارایشی نمیکردم خلاصه اینکه یه روز که من و اون تنها بودیم اومد پشت میز کارم و شروع کرد به ماساژ دادن شونه هام من شوکه شده بودم اصلا نمیتونستم حرکتی بکنم بعدشم دستش رو تو یقه ام برد و اجازه نمیداد بلند شم واقعا ترسیده بودم وقتی بهش گفتم داری چکار میکنی گفت کار خاصی نمیکنم فقط میخوام خستگی ات در بره فردای اون روز من بهشون گفتم دیگه نمیخوام بیام واسه کار که مدیرعاملمون خیلی تعجب کرد و قبول نمیکرد و وقتی اون خانم که دوست مشترکمون بود ازمن پرسید چی شده و من براش تعریف کردم عصبانی شد و کلی بد بیراه بهش گفت و من رو نگه داشتن اما الان دیگه اونجا نیستم اومدم بیرون از اون موقع این عذاب وجدان داره منو میکشه و اون صحنه جلوی چشمامه همه اش احساس میکنم به همسرم خیانت کردم وقتی محبت هاش رو میبینم خیلی عذاب میکشم به خصوص که عادت ندارم هیچ چیز رو ازش پنهون کنم خیلی ناراحتم الان هم اشک هام داره میاد پائین من اون رو به خدا واگذار کردم اما وقتی به خودم فکر میکنم میبینم خدا من رو هم نمیبخشه چون باید خیلی تند برخورد میکردم اما چون بی دست پا بازی دراوردم نتونستم عکس العمل نشون بدم نمیتونم فراموش کنم خیلی ناراحتم کمکم کنید

  2. 2 کاربر از پست مفید باران بارانی تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (چهارشنبه 27 مرداد 95), باران بارانی (دوشنبه 15 آبان 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:48 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.