خدایا این چه احساسی است که در وجود من نهادی ؟؟؟؟؟؟؟؟ نمی دونستم درد دلامو کجا بیان کنم تنهاجایی که تونستم پیدا کنم تو این تالار بود !!!!! هوا امروز شیراز ابری ابری بود و همراه با اون اسمون دل من هم ابری شد کاش بارون می بارید تا شاید غصه های دل منو هم با خودش می شست و می برد چقدر دلتنگم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دلم واسه زندگیم تنگ شده دلم واسه اون خونه تنگ شده ؟؟؟؟؟؟ از همه بدتر دلم واسه بچه ام می سوزه ؟؟ دلم واسه غریبی خودم می سوزه ؟؟ دلم واسه غرور خودم که هزاران بار به خاطر اون لهش کردم می سوزه ؟؟ دلم واسه اون می سوزه که زندگیشو تباه کرد و فریاد و ناله های منو نشنیده گرفت و خودشو طوری مستاصل کرد که مجبور شد به من رو بزنه ؟؟ چقدر احساس نفس گیری بر من حاکم شده احساسی که حالت خفقان به من دست داده شاید گمان شود افسرده شده ام اما افسردگی نیست همش دلتنگیه دلتنگی امان منو بریده نه توان این که ارتباط با کسی داشته باشم و نه میل به ارتباط دارم شایدبعد از جدا شدنم بیشتر از انگشتای یک دست پیشنهاد دوستی و .... داشتم اما هیچ وقت نتونستم دلم رو راضی کنم و نتونستم با کسی ارتباط داشته باشم ............ تو رو خدا واسم دعا کنید واسم دعا کنیدشاید خدابه خاطر دل پاک شما و از صدقه سر شما نظر لطفی به من کنه................








علاقه مندی ها (Bookmarks)