پدر بزرگ رفته تو غار تنهایش در غار هم ریزش کرده
موندگار شدم داخل .خیلی غمگینم میخوام یه جای برم انقدر بگریم که اشک تو چشام نمونه .
....................
توسوکت شب یخ بسته عشق چشمای من به دره تا تو بیایی
میونه پنجرهای بسته مون دل من منتظره تا تو بیایی
جای خالیت تو میبینم باورم نمیشه اینجام
تو سکوت شب میشینم تو نرو بی تو نمیخوام
بیا تا یه بار دیگه چراغ خونه رو روشن بکنیم
باغ پژمرده عشق رو دوباره گلشن بکنیم.
تلیخیه حادثه لفسه بزار یاورت باشم من همه اون روزها گذشته اگه باورت باشم من
حرفهامو به کی بگم تا دلم آروم بمونه غصه تلخ جدایی بزار ناتموم بمونه بزارناتموم بمونه
فریدون آسرایی .ستایش








علاقه مندی ها (Bookmarks)