نقل قول نوشته اصلی توسط z o h r e h
من جدا عذر ميخوام
فكر كنم پست من تاپيكو به انحراف كشوند كه قصدم اصلا اين نبود
من فقط رو كلمه نجيب تاكيد داشتم
خط كشي براي سنجيدن اين كلمه نيست اما قاعده خاصي هم نداره كه خيلي راحت تفسيرش كنيم
اونم با شنيدن دوتا جمله

مستقيما از اقا مهرداد عذر ميخوام

كاش جوابمو نميدادن و تاپيك منحرف نميشد
و پستمو گزارش ميكردن(خودم گزارشش كردم)
فقط لطفا راهنمايي راجع به مشكل كنيد نه بحث اعتقادي كه اونم مرزش مشخص نيست

مشخصه اين دو تا ادم تفاوتهاشون مشكل ساز ميشه
وقتي اون خانم از اول تكليفشو مشخص كرده بهتره شما هم تكليفت با خودت مشخص باشه

اون ادم روش زندگيشو انتخاب كرده
شما هم اگه ميدوني چي ميخواي و بعدها خودتو و انو ازار نميدي بسم ا...
اگه نه دنبال توجيه و وصل كردن بيمورد و احساسي نباش

اين مسايل الان كوچيكه اما به موقعش ميتونه يه زندگي رو از هم بپاشه

اين روش زندگي اون دختره ربطي هم به اون برچسبهايي كه بهش ميزنين نداره

مهدي محترم
اصلا دنبال راه در رو و چاره نباش

يا همينارو بخواه و بپذير يا خودتو گول نزن و دنبال تغيير يه ادم 26 ساله نباش


همين!

موفق باشي
نقل قول نوشته اصلی توسط سرنا
نظرات خانوما همه شبیه همه الانم دیدن که... مطمعنم خانوم شما هم همین نظر رو داره...
پس الان وظیفه شما سنگینه بهش بگید و خلاص..یا میگه اره یا نه...
من خیلی هم دیدم برای آزادی میرن شوهر میکنن...چون همیشه در خفقان شدید بودن...

اول از همه ملاکای مهمتون که نباشه به زندگیتون لطمه میخوره الان بنویسید..؟
بعد خصوصیاتی که خانومتون داره بگید؟

باهم مقایسه کنید..

بازم میگم نظر همه محترمه .. ولی در حال حاضر فقط نظر اقا مهدی مهمه تو این تاپیک نه بحثا اعتقادی بقیه..

.چون زنیم دلمون به درد میاد که خط کش نجابت اینه

اگه اقا مهدی میگن من حجاب دوست دارم همه احترام میزاریم اگه دوست ندارن باهاشون هم نظر میشیم برای راهنمایی...

اگه بخواد با اعتقادات ما پیش بره که ما هم سعی به تغییر آقا مهدی داریم

سو تفاهمی پیش نبود

تمام

مرسی از خانم سرنا و زهره.
من نمیخوام تغییر بدم چون اگر هم تغییری داده بشه به ضرر هردوی ماست چون از ته دل نیست و عواقب داره من فقط میخوام با آگاهی دادن به ایشون خودش به این نتیجه برسه. درمورد اینکه برای آزادی بیشتر ازدواج میکنه و اینکه توی خونه شوهرش اون چیزایی که در زمان مجردی رو نداشته باشه رو قبول دارم. و ایشون اصلا توی خفقان نیستن و رابطش با اعضای خانواده خیلی هم خوبه و همیشه دور هم میشینن و اهل مهمونی رفتن و اینان. در مورد موضوع رقص هم توی بیشتر مجالس عروسی مادر و خواهراش هستن و اونها هم این مسئله رو میدونن. با اینکه خانواده ی مذهبی تری هستن به نسبت ما و مادر ایشون هم با اطلاع هستن چون خودش هم حضور داره دیگه و میبینه و من از یه چیزی که متعجب میشم اینه که با اینکه مادرش هم مذهبی هست هیچ مخالفتی نداره چون خود این خانم میگن که مادرم گاهی که مهمون هست خونمون وقتی موهام بیرون باشه و اینا بهم میگه (یعنی اگه از این موضوع ناراضی باشه خب بهش میگه چون به گفته خودش چندبار که عروسی مختلط بود از مادرش اجازه گرفته برای رقصیدن و اصلا هم از این موضوع نارضایتی هم نداشت واسه اجازه گرفتن. البته این رو هم بگم که توی خانواده به مادرش خیلی وابستست). نمیدونم شاید من خیلی دارم سختگیری میکنم. شما کمکم کنید این حرفایی که زدم نشون از سختگیری زیاده من داره؟ یا اینکه مشکلی نداره همسر من پیش یه مرد نامحرم با اون نوع پوشش برقصه؟