صبا جان
من اگر جای شما باشم اونجاهایی که زیاد برام مهم نیست طبق نظر پدرم عمل میکردم و مواقعی که برام مهم هست با احترام نظرمو میگم و از اون محیط بیرون میرم
من یه چیزی رو تا وقتی که خودم مادر نشده بودم نفهمیده بودم.
مثلا اینکه وقتی پدر مادر آدم رو تهدید میکنند واقعا فقط منظورشون تربیت هست و دنبال بهانه هستند که اون تهدید رو عملی نکنند.
اگه گاهی پدر مادر با ناراحتی بگن اصلا از دستت راضی نیستم (یا حالا جمله "دیگه دوستت ندارم" که برای کودکان به کار میره) واقعا اینطور نیست فقط میخوان اعتراضشون رو نشون بدن و اصصصصصلا منظور واقعیشون این نیست که از دست آدم ناراضی هستند.
یه نکته دیگه هم اینکه مردها اصولا وقتی توی خونه بشینند و کار بیرون نداشته باشند به همه چیز ایراد میگیرن.
با مطالبی که گفتی به نظر میاد پدر شما بازنشسته باشند اگه اینجوریه میتونی تشویقش کنی که ساعاتی از روز رو به پارک بره و با افرادی مثل خودش (بازنشسته) گفتگو کنه تا هم از ساعات تو خونه موندنش کم بشه و هم به خاطر اینکه حوصله اش سر رفته به همه چیز گیر نده.
در مورد مثالی که زدی من اگه جای شما بودم واژه دیوار رو استفاده نمیکردم فقط میگفتم من داشتم اون کانال فلان برنامه رو میدیدم و به اتاقم میرفتم جوری رفتار کن که در عین حال که حرفتو میزنی مظلوم ماجرا به نظر بیای نه ظالم ماجرا...
البته من همه نظرات رو نخونده بودم امیدوارم تکراری نباشه
موفق باشی دوست عزیزم![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)