سلام برادر عزیز
البته اینجا محکمه نیست و ما قصد قضاوت در مورد ارتباط شما و همسرتان نداریم ولی کمی تناقض در صحبت هایتان به چشم می خورد کمی با خود رو راست باشید. واقعا دلتنگ کودکتان هستید و یا از رفتارهای همسرتان به تنگ آمده اید.
در پست اول گفته اید:
حانزدیک به 14ماه است او را ندیده ام.شب و روز به یادشم و روزی نیست که در فراغش اشک نریزم.اصلا" گرفتن دخترم از همسرم برایم آرزو شده و قصد دارم اگر موفق به اینکار شدم من هم کاری را که او بامن کرد و نگذاشت 14ماه حتی با او صحبت کنم من هم با او چنین نمایم.
و در پست دوم:
لذا بهتر است او هم با یک حساب سرانگشتی و با بخشیدن مهریه اش هم طلاقش را بگیرد و هم حضانت بچه را بگیرد و با قدری تعامل وضعیتی را مهیا نماید تا امکان ملاقات بچه برای من هم میسر باشد.کجای این زیاده خواهی است.باور بفرمایید این کار عین صلاح هر سه ما است.
اینکه خانم شما منطق و درکش در چه حد است چیزیست که ما نمی دانیم و حتی در مورد موارد اختلافی بین شما و همسرتان هم هیچ اطلاعی نداریم.

ولی برادر بزرگوار
تصمیم گیری در مورد دخترتان مسئله ساده ای نیست که با دید غرض ورزی و تلافی جویانه بتوان بدان نگاه کرد. در مورد آینده دخترتان دلسوزانه تصمیم بگیرید و اون طفل معصوم هیچ تقصیرینداشته نگران نباشید شاید الان تحت تاثیر حرفایی که پشت سر شما بهش می زنند ازتون دوری کنه ولی در آینده خوبی ها و ازخودگذشتگی های شما رو درک خواهد کرد.