با سلام دوباره
مریم جان
من توی پست قبلی پیامم به شما این بود که زیاد خودت رو دم دستشون قرار نده زیاد تو چشمشون نباش که بتونن هر حرفی بت بزنن.اینکه گفتم نباید توی تولد اونا رو دعوت میکردی منظورم این نبود که یک تولد مفصل و پر سر صدا بگیر به اونا نگو.منظورم یه چیز مختصر حتی یک شیرینی یا حتی شکلات ساده با کلی محبت و یک کادوی ساده بود طوری که کسی نفهمه و ناراحت هم نشه شما هم دم دست اونا قرار نگیری.
چرا حرفای اونا رو جدی میگیری شما خودت میگی با همسایه ها هم نمی سازن پس چرا فکر میکنی ایراد صد در صد از شماست یعنی همه ایراد دارن به جز اونا!
به نظر من ایراد شما اینه که خودت رو زیاد دم دستشون قرار میدی.اگه توی دو تا خونه هستید یک کاری کلاسی جور کن که ازت انتظار نداشته باشن زیاد بری پیششون به هرحال اونا ظرفیتش رو ندارن اگه ظرفیت داشتن که شما هم خوشت نمیومد تنها بشینی تو خونه ولی پیششون نری.
در حد توان خودت و ظرفیت اونا جلوی روشون باش نه بیشتر...
هیچکس در مقامی نیست که بخواد راجع به تقرب آدما پیش خدا نظر بده.کسی در مقام قضاوت نیست مگر افراد خاص و اولیا و ... پس نذار اونا تو رو از رحمت و توجه خدا نا امید کنن که نا امیدی گناه کبیره است نذار موفق بشن...
![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)